استیو جابز

تو چند روز گذشته شگفت زده شدم از حجم واکنش کاربران ایرانی به صحبت ریچارد استالمن پیرامون فوت استیو جابز. چیزی که استالمن گفت اصلا عجیب نبود چون سال‌ها از آزادی نرم‌افزار دفاع کرده و از کسانی که کاربر رو بخوان در بند بکشن انتقاد. تو این چند روزه متوجه شدم ایرانی بشدت احساسی‌ـه بدون لحظه‌ای تامل می‌خواد احساس‌ش رو به سمع و نظر دیگران برسونه، حوصله مطالعه نداره (خیلی‌ها فکر می‌کردن استالمن کارخونه داره،‌ یکی که اصلا می‌پرسید این محصول‌شون GNU چرا هیچ موقع منتشر نشد تا با iPad رقابت کنه؟!) و مرده پرسته.  خب مُرده که مُرده! همه‌مون یه روز می‌میریم و این دلیل نمیشه تمام نقاط تاریک آدمی که مرده رو فراموش کنم  و یه قدیس ازش بسازم.

کل چیزی که می‌خوام  بگم اینه که آدم‌ها رو واقعا اون چیزی هستن ببینیم نه بیشتر یا کمتر. استیو جابز یه نابغه Marketing و Brand Managment بود یه بیزنس موفق و برای چند دلار بیشتر حاضر بود هرکاری کنه، حتی اگر به قیمت خودکشی کارگرهایی باشه که iBad هاش رو تولید می‌کنن. به نظرتون این آدم حاضر یه مدرسه به رایگان تو ایران یا جای دیگه بسازه؟

* منبع تصویر 9GAG هست.

دسته‌ها: چیزهایی که بشون فکر می‌کنم
10 دیدگاه »

آرامش موقت

Deep inside the silence
staring out upon the sea
the waves are washing over
half forgotten memory

Deep within the moment
laughter floats upon the breeze
rising and falling dying down within me

and I swear I never knew, I never knew how it could be
and all this time all I had inside was what i couldn't see
I swear I never knew, I never knew
how it couldn't be
all the waves are
washing over all that hurts inside of me

Beyond this beautiful horizon
lies a dream for you and i
this tranquil scene is
still unbroken by the
rumours in the sky
but there's a storm
closing in voices
crying on the wind
the serenade is growing
colder breaks my soul
that tries to sing
and there's so many many
thoughts
when I try to go to sleep
but with you I start to feel
a sort of temporary peace
there's a drift in and out

Drift in and out
drift in and out
drift in and out …

AnathemaTemporary Peace

دسته‌ها: متن ترانه
Comments Off

شمارش معکوس تا لئوپارد خیال باف

در این که اوبونتو دیسترو بزرگی هست شکی نیست. من تا همین چند ماه پیش کاربر و طرفدار سرسخت اوبونتو بودم. Canonical تلاش خوبی برای ساخت یه دیسترو با محیط کاری ساده و ظاهر مناسب کرده و کاربرهایی هم که تا حالا با لینوکس آشنایی نداشتند ارتباط خوبی با اوبونتو بر قرار میکنن. کانونیکال با سی‌دی‌هایی که رایگان به سرار جهان میفرستاد باعث شد بعد از سال‌ها دوباره لینوکس رو نصب کنم و کاربرش بمونم. شاید اگر اوبونتو نبود همچنان کاربر ویندوز بودم.

اوبونتو با همه‌ی خوبی‌هاش یه سری مشکلات هم داره؛ در درجه اول یه محصول کاملا تجاری هست تا اینکه جامعه کاربری برای سیاست‌های کلانش تصمیم بگیره. کانونیکال رو مارک شاتلورث به وجود آورده تا کار با لینوکس رو ساده کنه و دهن ویندوز رو سرویس کنه و این وسط پولی هم به جیب بزنه تا این‌که فرهنگ نرم‌افزارهای آزاد رو گسترش بده. به هر حال فعلا ترجیح میدم از دیسترویی مثل آرچ‌لینوکس استفاده کنم که در تمام اجزاش جامعه کاربری نقش داره و تصمیم میگیره و دسترویی از جامعه کاربری برای جامعه کاربری هست.

در هر صورت ۱۶ روز دیگه نسخه جدید اوبونتو منتشر میشه و همه جوره هم اخبارش رو کاور کردیم تو آزادراه. داشتم به شمارش معکوس‌هایی که برای انتشارش ساخته بودن نگاه می‌کردم و از خودم پرسیدم چرا یه نمونه با نوشته و عددهای فارسی نداشته باشیم؟ که خب الان داریم!

این نمونه رو به عشایری‌ترین شکل ممکن ساختم. یه تصویر با طول و عرض ۱۵۰ در ۱۸۰ و ترکیب رنگ و لوگوی رسمی اوبونتو که بش میگن «حلقه‌ی دوستان» (Circle of Friends). هر روز که بگذره یه دونه از این‌ها با عدد کمتر درست می‌کنم و میزارم جای قبلی این‌جوری تصویر هر روز عوض میشه.

قرار دادنش توی وبلاگ یا وبسایت‌تون هم بسیار ساده‌ست ;)

<a href="http://ubuntu.com"><img src="http://sasy.ir/pics/oneiric-countdown/123.png" title="Oneiric Ocelot Count Down" /></a>

در حال حاضر دارم رویه یه شمارش معکوس بهتر و داینامیک کار می‌کنم که از HTML5 Canvas استفاده می‌کنه و حلقه‌ی اوبونتو مثل یه نوار پیشرفت عمل می‌کنه و هر روز که به انتشار نزدیک میشیم پر رنگ‌تر میشه. هرموقع کامل شد این پست رو به روزرسانی می‌کنم ;)

دسته‌ها: لینوکس
21 دیدگاه »

گزارش کارآموزی، حاضر و آماده!

اصولا فکر می‌کنم دخل سیستم آموزشی ایران خونده‌س و به غیر از خوندن و نوشتی که توی دبستان یاد داده میشه بقیه‌ش به هیچ دردی نمی‌خوره. از همه فاجعه‌تر دانشگاه‌ست که مثلا قراره به موضوعات تخصصی بپردازه و خب تدریس مسائلی که زمان رضا خان علم روز بوده تو قرن بیست و یکم کار جالبی نیست. حالا رشته کامپیوتر رو در نظر بگیرید که تو اون هر ساله اطلاعات زیر و رو میشه.

طبق مشاهداتم افرادی که رشته کامپیوتر رو تو ایران انتخاب می‌کنند در دو دسته قرار میگیرند:
۱. دسته اول هدف‌شون صرفا ورود به دانشگاه بوده و از قضای روزگار هم رشته‌ای که انتخاب کردند کامپیوتر هست. این که چه کار قراره انجام بدن کاملا مشخصه: تعدادی کتاب داره این رشته و یه سری مطالب هم تو این کتاب‌ها مکتوب شده. هرجور شده اون مطالب رو می‌خونی، نمره‌شون رو میگری.
۲. دسته دوم اون‌هایی هستند که به کامپیوتر علاقه داشتند و به خاطر این علاقه رشته کامپیوتر رو انتخاب کردن. این‌ها هر روز که میگزره به علت سیستم آموزشی از رده خارج بیشتر ضربه می‌خورند . منزجر کننده‌تر از یادگیری مطالبی که دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی علم روز بودن وجود نداره. حالا به این‌ها اساتیدی که توی مغزشون ریده شده رو هم اضافه کنید ( با شما هستم آقای نصیری که توی فسا درس میدی) تا عمق مشکلاتی که دارند رو متوجه بشید.

دوست دارم به اعضای این دسته که خودم هم جزوشون بودم کمک کنم ولی چجوری‌ش رو نمی‌دونم. به نظرم بهترین تصمیم می‌تونه رفتن به رشته‌ای غیر از کامپیوتر با وجود علاقه‌ای که بش دارید یا اگر هم اون رو انتخاب کردید، شبیه بقیه شدن و تموم کردن این دوران با بیشترین تقلب و دزدی باشه. سیستم آموزشی مملکت رو نمیشه تغییر داد یا حداقل سالم بود و سالم موند توش.

بعد از یه مقدمه طولانی میرسم به فایلی که می‌خوام برای دانلود قرار بدم. کار‌آموزی از چند واحدی هست که تو هر رشته و سطحی باشید مجبور به پاس کردنش هستید و مثلا قراره تجربه‌ای عملی باشه از علم سودمندی که توی دانشگاه فراگرفتین. برای گرفتن نمره‌ش هم لازمه یه دونه نامه از کسی که شرکت ثبت شده‌ای داره بگیرید و یه گزارش کار بنویسید. شاید قرار دادن یه گزارش کار باعث بشه کمتر تو این سیستم آموزشی مزخرف فرسوده بشین.

گزارش کار رو با فورمت ODF این‌جا و با فورمت PDF از این‌جا دانلود کنید

پ.ن. ۱ : این گزارش‌کار در مورد راه اندازی یک Web Server بر مبنای Debian و نصب راه‌اندازی سرویس‌ها پرطرفدار مثل خادم Apache از روی سورس هست. پس فقط به درد رشته‌ی کامپیوتر می‌خوره.
پ.ن. ۲ : برای باز کردن و ویرایش قالب ODF از LibreOffice استفاده کنید. از قلم Iranian Sans استفاده شده اگر دونستنش اهمیت داره.
پ.ن. ۳ از نظر علمی نوشته‌های این گزارش کار رو بررسی نکردم ولی فکر نمی‌کنم کاملا درست باشه. ولی به هر حال تا بسته‌های باینری در مخازن Debian هست کسی Apache رو از سورس نصب نمی‌کنه.

دسته‌ها: عمومی
4 دیدگاه »

نرم‌افزار آزاد و جامعه کاربری

چند ماه پیش بود که به معرفی بیشتر و بهتر لینوکس فکر می‌کردم. اصلا چرا باید دیگران رو با نرم‌افزارهای آزاد و به طور ویژه با لینوکس آشنا کنم؟ خب کار با لینوکس لذت بخشه، چرا نباید دیگران رو تو این تجربه خوب سهیم کرد؟ مهم‌تر از اون کاربر بیشتر باعث ترغیب شرکت‌های تجاری میشه که برنامه‌های خودشون که پراستفاده هستند رو به لینوکس پورت کنن. خوب پس برای حمایت و ترویج لینوکس دلیل کافی داشتم؛ از کجا شروع کنم؟ شروع کنم به ترجمه خبرهای مرتبط توی وبلاگم؟ آیا موفق به رسیدن به هدفی که دارم میشم؟

چیزی نگذشت که پی‌بردم نرم‌افزار آزاد از جامعه کاربری (Community) جدا نیست. این جامعه کاربری هست که نرم‌آزاد رو به وجود میاره و از اون استفاده می‌کنه. چرا دو تا سایت خبری خوب به زبان فارسی در مورد لینوکس نداریم در عوض‌ش ۱۰۰۰ تا سایت دانلود Warez و ۵۰ تا مافیای وب داریم؟ چرا همین عرب‌هایی که بشون میگیم سوسمار خور اینقدر توی نرم‌افزارهای آزاد پیشرفت کردن و تقریبا تمام برنامه‌ها مطرح رو ترجمه کردن ولی ما هنوز تو ساده‌ترین ها موندیم؟

تصمیم گرفتم هرجور شده به این جامعه کاربری کمک کنم. بهبود سایت‌های موجود یا راه‌اندازی سایت‌های جدید، هرجا که تو این زمینه کمبود احساس میشه. در این گشت و گزارهام رسیدم به linuxreview.ir که سایتی بود به ظاهر در مورد بررسی نرم‌افزار و دیسترو‌های لینوکسی، با چند پست و کامنت. سایت ایده خیلی خوب و جدیدی داشت و یه گزینه عالی برای شروع کار. همکاری رو شروع کردم با معرفی اون، ترجمه و بعد نوشتن چند بررسی که محتوا فقط در حد ترجمه نمونه و همون‌جوری هم که انتظار میرفت بازدیدهای سایت به حد خوب و قابل قبولی رسید. بعد از اون اختلافات من و مدیر سایت بالا گرفت. برای من linuxreview.ir سایتی بود که قراره محتوای مناسبی تو زمینه‌ای که فعاله تولید کنه. وقتش بود برم دنبال سایت‌ها دیگه ولی مدیر این سایت می‌خواست همه چیز تحت نام لینوکس linuxreview باشه و همه رو توی دسته بندی خودی و غیر خودی قرار میداد.

می‌دونید ما ایرانی‌ها کار گروهی رو بلد نیستیم چون اون رو توی مدرسه یادمون ندادند، مثل خیلی چیزهای مهم دیگه که یادمون ندادند و انگار حفظ کردن یه سری فرمول ریاضی و فیزیک بی‌معنی مهم‌تر بود. فکر می‌کردم کار گروهی یعنی از مواضع خودت کوتاه بیای و حرف‌های دیگری رو قبول کنی؛ الان معتقدم هر ایرانی یه دیکتاتور کوچولو داخل خودش داره، هرقدر تو از مواضعت کوتاه بیای اون دیکتاتوره بیشتر مجال خودنمایی پیدا می‌کنه. نمی‌دونم ایشون چی فکر می‌کرد که به این نتیجه رسید که من می‌خوام سایتش رو بدزدم! به هر حال نمیگم من بدون تقصیر بودم، شاید بیشتر به خاطر اشتباهات خودم بود و متاسفم که به این‌جا رسید. در آخر هرکاری که linuxreview الان انجام میده در راستای هدف‌هایی هست که دارم و با این وجود هنوز هم ازشون گله‌ای ندارم :)

به شخصه از هر شکست خوش‌حال میشم چون کلی تجربه کسب می‌کنم ازش. حالا تلاش دوم رو شروع کردم با عنوان آزادراه. این سایت قراره پاسخی به روند پرشتاب توسعه برنامه‌های آزاد باشه و سعی داره جامعه‌کاربری رو از اخبار و تازه های دنیای نرم‌افزارهای آزاد، لینوکس و متن باز و مطالب آموزشی پیرامون اون‌ها بهره‌مند کنه. خدا رو چه دیدی شاید در آینده با نیازسنجی بهتر مخاطب بخش‌ها جدیدی هم بش اضافه کردیم.

برنامه‌ها زیادی برای آینده دارم و فکر می‌کنم واقعا توی زیرساخت‌ها مشکل داریم. حالا حالا باید صحبت کنیم در مورد نرم‌افزار و فناوری‌های آزاد و فوایدشون رو در آموزش و تجارت بشناسیم. شاید آزادراه شروعی باشه که بتونیم با کمک هم وضعیت فعلی (که بی‌شباهت به فاجعه نیست) رو تا حدودی بهبود ببخشیم :)

دسته‌ها: چیزهایی که بشون فکر می‌کنم
12 دیدگاه »