<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ ساسی &#187; طنز</title>
	<atom:link href="http://sasy.ir/category/comic/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sasy.ir</link>
	<description>وبلاگ معروف و پر طرفدار ساسی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Jul 2010 06:43:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	
		<item>
		<title>داعی نژاد و بی ام دابلیو</title>
		<link>http://sasy.ir/1386/08/daieenejad-and-bmw/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1386/08/daieenejad-and-bmw/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 04 Nov 2007 16:24:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=55</guid>
		<description><![CDATA[یکی نیست به این آزدیان ناظممون بگه بابا مجبوری اومدی ناظم نشدی؟ خیلی حس مدریت و برنامه ریزی بت دست داده؟ نمیدونم این چه جوری برنامه های درسی رو ریخته که ما اصلا یه روز تعطیل هم نداریم! به خدا می خواد فوق العاده هم برامون بزاره! اول میگفت که فیزیک تون عقبه! به خدا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 8.5pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA">یکی نیست به این آزدیان ناظممون بگه بابا مجبوری اومدی ناظم نشدی؟ خیلی حس مدریت و برنامه ریزی بت دست داده؟ نمیدونم این چه جوری برنامه های درسی رو ریخته که ما اصلا یه روز تعطیل هم نداریم! به خدا می خواد فوق العاده هم برامون بزاره! اول میگفت که فیزیک تون عقبه! به خدا داعی نژاد [دبیر فیزیک] داره کتاب رو تموم میکنه! دقیقا ۴ فصل رو بمون درس داده!! لامثب هم همه چیزو داره بمون حفظی میگه، فیزکمون داره نابود میشه به کل! جالب اینجاست که ۷-۸ سالی داره پزشکی میگیره، ولی من مطمعنم دیگه نمیره دنبال پزشکی؛ درآمد معلمی خیلی بیشتره؛ فقط ۷۵% فرزانگانی ها میرن آموزشگاهش &#8230; یه </span><span dir="ltr" style="font-size: 8.5pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'">BMW</span><span dir="rtl"></span><span style="font-size: 8.5pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif'" lang="FA"><span dir="rtl"></span> هم خریده &#8230;! خودتون دیگه آخر عاقبت ما رو حدس بزنید &#8230;<o:p></o:p></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1386/08/daieenejad-and-bmw/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آینده نامعلوم &#8230;</title>
		<link>http://sasy.ir/1386/06/unknown/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1386/06/unknown/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 22 Sep 2007 23:44:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=15</guid>
		<description><![CDATA[چند وقت پیش بود که داشتم از بازار بزرگ میومد خونمون، تو راه یه بنده خدایی رو دیدم که یه تشت پر از یخ گزاشته و داره نوشابه و دلستر و دوغ میفروشه، منم که عاشق مشروباط الکلی! رفتم یه دلستر ازش خریدم؛ سر صحبت رو باش باز کردم و پرسیدم که وضع کار کاسبی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" dir="rtl">چند وقت پیش بود که داشتم از بازار بزرگ میومد خونمون، تو راه یه بنده خدایی رو دیدم که یه تشت پر از یخ گزاشته و داره نوشابه و دلستر و دوغ میفروشه، منم که عاشق مشروباط الکلی! رفتم یه دلستر ازش خریدم؛ سر صحبت رو باش باز کردم و پرسیدم که وضع کار کاسبی خوبه؟ اونم گفت که نه بابا الان آخر ماهه و کسی پول نداره چیزی بخره! بعد من به شوخی بش گفتم که اگه من امسال کنکور قبول نشم باید بیام پیش خودت نوشابه بفروشم! اونم کلی خندید!</p>
<p>امروز سر کلاس اعلایی بودیم و داشت رتبه ی بچه ها رو تو کنکور آینده حدس میزد؛ برا من گفت که حداقل ۱۵۰۰۰ میشی! [نامرد، آخه کی سوالت رو سر کلاس حل میکنه؟] حالا واقعا فکر میکنم اگه کنکور قبول نشم باید برم پیش همون بابا نوشابه بفروشم! تازه گفت بعد ماه رمضون میزنن تو کاره لبو و باقالی پخته! خدا چه بد بختی داریم والا!<br />
نتیجه گیری اخلاقی: اگه روزی گذرتون به خیابون نادری و پاساژ کاوه خورد و ما رو دیدید که دارم لبو میفروشم بیان یه پلاستیک بخرید که یه کمکی هم به من کرده باشید! تخفیفم بتون میدم، تو قرعه کشی هم شرکتتون میدیم! [جایزه ویژه: یک دستگاه گاری لبو فروشی!]</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1386/06/unknown/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مایونز ایز علی!!</title>
		<link>http://sasy.ir/1385/07/mayonez-is-ali/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1385/07/mayonez-is-ali/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Sep 2006 21:27:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=5</guid>
		<description><![CDATA[این یه خاطره ی زیبا از دوست خوبم هادی هست که از اولین روز مدرسش در سمپاد برامون نوشته [حتما بخونید خیلی قشنگه] حالا که اوایل مهره یه خاطره از اولین، اول مهرم توی سمپاد مینویسم. اول مهر سال ۱۳۷۳/ اولین روز رفتن به مدرسه تیزهوشان که اون موقع فکر میکردم چه خبره. تهران اینطوریه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" dir="rtl">این یه خاطره ی زیبا از دوست خوبم هادی هست که از اولین روز مدرسش در سمپاد برامون نوشته [حتما بخونید خیلی قشنگه]<br />
حالا که اوایل مهره یه خاطره از اولین، اول مهرم توی سمپاد مینویسم. اول مهر سال ۱۳۷۳/ اولین روز رفتن به مدرسه تیزهوشان که اون موقع فکر میکردم چه خبره. تهران اینطوریه که مناطق ۱-۱۴ میرن حلی، مناطق ۱۵-۲۰ به علاوه شهرک های اقماری تهران میرفتن شهید بهشتی شهرری. منم جزو معدود نفراتی بودم که از منطقه ۱۶ تیزهوش شناخته شده بودم لازم به ذکر نیست که از مدرسه ما فقط من قبول شده بودم و شدیدا احساس غربت میکردم. مرحوم پدر من رو که رسوند فوری ازش خواستم که بره و گفتم برگشتنی هم که باسرویس میام برو دیگه! نمیخواستم مثه بقیه که به نظرم بچه ننه بودن به نظر برسم. بابا هم که رفت دیگه داشتم جا میزدم که یهو شهرام رو دیدم. شهرام خواهرزاده زن عموم بود یا به عبارت دیگه پسرخاله ی پسر عموم. کلی خوشحال شدم دویدم طرفش. شهرام با مادرش اومده بود. کلی از اینکه شهرام بچه ننه هست و من نیستم به خودم بالیدم. همونطور که می بالیدم دیدم بابای شهرام با بابام دارن میان! کرک و پرم همه ریخت. بعد از کلاس بندی که مشخص شد من ۱/۱ هستم و شهرام ۲/۱ رفتیم سر کلاس. تو ردیف دوم یه جایی دست و پا کردم. زنگ اول از اولین روز در مدرسه ……… که اون موقع واسمون مدینه فاضله بود و بعدش فهمیدیم کجا اومدیم. حالا چه درسی باشه خوبه؟ زبان انگلیسی. منم که اصلا یک کلام هم انگلیسی بلد نبودم. معلممون هم صانعی بود. تو همه جلساتش فارسی انگلیسی بلغور میکرد اما نمیدونم چه دردی بود که جلسه اول رو تماما انگلیسی حرف زد. من و اکثر بچه ها مثه گنگ ها فقط بهش نگاه میکردیم. من که شنیده بودم از اول راهنمایی فیزیک هم تو درسامون هست فکر میکردم فیزیک این مدلیه. رسید به what is your name?<br />
نفر چهارم از من پرسید:</div>
<div style="text-align: left;" dir="ltr">- what is your name?<br />
- mayonez is Ali</div>
<div style="text-align: right;" dir="rtl">کلاس ترکید. مایونز کیه دیگه بابا. بعده کلی حالیمون کردن که چی میگه این بابا. همزمان حالیم شد عجب مدرسه خفنیه و من چه آدم مهمی هستم. زنگ تفریح تو حیاط دنبال شهرام گشتم تا پیداش کردم، با یکی دوست شده بود به اسم مصطفی اون زنگ تفریح با شهرام و مصطفی پینوکیو بازی کردیم. زنگ های بعدش هم مهم نیست چون من هنوز گیجه مایونز و اینا بودم!<br />
شهرام سال دوم اخراج شد از مدرسه و الان هم فکر میکنم کارگر شده نمیدونم دیپلم گرفت یا نه ؛ مصطفی هم اگه اشتباه نکنم تهران صنایع خوند و الان یحتمل داره فوق میخونه. منم که دیپلم رو گرفتم دیدم دیگه چیزی نمونده که بخوام یاد بگیرم!!!! دیگه ترک تحصیل کردم.<br />
یه خاطره هم از کلاس ۳/۱ بگم. یکی از شاگردا که از من هم بیشتر جو گیر شده بود به معلم کلاس گفته بود: استاد میشه ما بریم بیرون؟<br />
تا ساله دوم دبیرستان همه عباس رو استاد صدا میزدن و من اسم واقعیش رو نمیدونستم<br />
این آهنگ رپ بچه های ما رو گوش دادین؟ وجدانن جالبه، اگه اولین کارشون باشه؛ ولی کیفیت آهنگ پایینه، به احتمال زیاد صدا رو با این میکروفن ۵ هزار تومنی ها ضبط کردن! اگه نمی دونید کدوم رو میگم، خودم یکی دارم که عکسش رو میزارم:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="میکروفون 5 هزار تومنی" src="http://sasy.ir/pics/DSC00517_resize_resize.jpg" alt="میکروفون 5 هزار تومنی" width="304" height="214" /></p>
<p>تو این تراکی که من گوش کردم می شد صدای وحید جانقربان رو تشخیص داد ولی بقیه ی صداها واضح نبودن، فورمت آهنگ MP3 استریو هست با بیت ریت ۱۲۸kbps ولی کیفیت اصلی از WMA هم پایین تر هست!<br />
این آهنگ رو می تونید از این لینک دانلود کنید<br />
این هم یه عکس از ماهان در حال تمرین:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="ماهان بساکی" src="http://sasy.ir/pics/MahAn_resize.jpg" alt="ماهان بساکی" width="384" height="288" /></p>
<p>این یکی هم کرکر خندس مثل قبلی:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="ماهان و اسلحه" src="http://sasy.ir/pics/Kharchang%25201_resize.jpg" alt="ماهان و اسلحه" width="320" height="240" /></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1385/07/mayonez-is-ali/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://sampadkids.persiangig.com/rapfather.mp3" length="2226179" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>یک روز در دفتر مدرسه!</title>
		<link>http://sasy.ir/1385/06/a-day-in-school-management-room/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1385/06/a-day-in-school-management-room/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 08 Sep 2006 18:44:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[مدرسه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=8</guid>
		<description><![CDATA[تا حالا به این فکر کردید که تو یه روز از روزهای شیرین مدرسه [!] تو دفتر معاونین چه اتفاق های میفته؟ با ما همراه شید تا بفهمید من چی میگم: ساعت ۱۰ صبح، منزل آقای آزادیان: بوااااااا! [این خمیازه هست!] اوه پسر چقدر خوابیدم! بسوزه پدر این ماهواره! اوه اوه ساعت ۱۰ هه باید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" dir="rtl">تا حالا به این فکر کردید که تو یه روز از روزهای شیرین مدرسه [!] تو دفتر معاونین چه اتفاق های میفته؟ با ما همراه شید تا بفهمید من چی میگم:<br />
ساعت ۱۰ صبح، منزل آقای آزادیان:<br />
بوااااااا! [این خمیازه هست!] اوه پسر چقدر خوابیدم! بسوزه پدر این ماهواره! اوه اوه ساعت ۱۰ هه باید برم مدرسه!<br />
ساعت ۱۰ پانزده دقیقه، سر میز صبحانه:<br />
این قسمت از صحبت ها به خاطر خصوصی بودن سانسور شده!<br />
ساعت ۱۰:۳۰ درون ماشین:<br />
بزار این سی دی جدیدی رو که از پلیم [منظور پلیمی هست!] گرفتم رو بزارم تو دستگاه یکم روشن شم!<br />
پخش ماشین: دوبس، دوبس، دوبس، This DJ Aligator &#8230;<br />
بابا دمش گرم الیگیتور هم هست که!<br />
پلیس ۱۱۰ : سمند طوسی به شماره ی &#8230; بزنه کنار &#8230;<br />
آزادیان: بابا این دیگه از کجا پیداش شد؟<br />
مامور پلیس: آقا شما داری با سرعت ۱۵۰ تا حرکت میکنی &#8230; ببخشید آقای آزادیان؟!<br />
آزادیان: شما منو از کجا میشناسی؟<br />
مامور پلیس: من &#8230; هستم پسرم تو مدرسه ی شما درس میخونه!<br />
آزادیان: چه جالب! هنوز میخوای منو جریمه کنی؟!!<br />
مامور پلیس: من شکر بخورم چنین کاری بکنم!<br />
ساعت ۱۱ در محوطه ی دبیرستان:<br />
افتخار: آقای آزادیان این چه وقت اومدنه؟!<br />
قربان داشتم تا صبح روی مسائل مدرسه فکر میکردم، هیچی نخوابیدم!!<br />
پلیمی: حالا خودتو ناراحت نکن جهان جون!! بیا از شیرینی دانمارکی ها، ببخشید گل محمدی ها بخور یکم روشن شی!<br />
آزادیان: قربونت پلیم جون! &#8230; خوب دیگه بریم سر وقت کارها<br />
تق تق تق<br />
آزادیان: بیا تو!<br />
یکی از بچه ها: قربان این مشقاشو رو ننوشته، معلم هم انداختتش بیرون!<br />
آزادیان: پسره ی &#8230; ، فلان فلان شده، این مدرسه جای اینکارا نیست، تو ۱۰۰ درصد اخراجی! ، برو پروندتو از آقای پلیمی بگیر برو خونتون!<br />
پسری که مشقاشو ننوشته [!] : آقا ترو خدا! مامانم میکشه منو!<br />
آزادیان: حالا برو بار آخرت باشه!<br />
ساعت ۱۲:۳۰ :<br />
پلیمی: جهان جون، دیگه بپر زنگ رو بزن که باید بریم!<br />
آزادیان: آره بابا چه روز خسته کننده ای بود!</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1385/06/a-day-in-school-management-room/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مامور ۰۰۸</title>
		<link>http://sasy.ir/1385/05/agent-008/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1385/05/agent-008/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Aug 2006 19:34:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=10</guid>
		<description><![CDATA[آخرین بازی موجود تو بازار رو دیدید؟ من که هنوزم باورم نمیشه ولی بازی آزادیان اومده بازار! خودتون ببینید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" dir="rtl">آخرین بازی موجود تو بازار رو دیدید؟ من که هنوزم باورم نمیشه ولی بازی آزادیان اومده بازار!<br />
خودتون ببینید</div>
<p style="text-align:center;"><img class="aligncenter" title="بازی آزادیان" src="http://sasy.ir/pics/008GAME.jpg" alt="بازی آزادیان" width="338" height="478" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1385/05/agent-008/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عمو سبیل</title>
		<link>http://sasy.ir/1385/04/moustache-uncle/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1385/04/moustache-uncle/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Jun 2006 23:02:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=30</guid>
		<description><![CDATA[عمو سبیل بعد از بازیه ایران و مکزیک خبرنگارها همگی دنبال برانکو میگشتن ولی هیچ کس موفق به پیدا کردن او نشد، گویا به طرز مرموزی از معرکه در رفته بود! بنا بر این همه دور کاپیتان حلقه زدند و اونو سوال پیچ کردن&#8230; - علی جون فکر نمیکنی افتضاح بازی کردی؟! - اگه راستشو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align:right;" dir="rtl"><strong>عمو سبیل</strong><br />
بعد از بازیه ایران و مکزیک خبرنگارها همگی دنبال برانکو میگشتن ولی هیچ کس موفق به پیدا کردن او نشد،<br />
گویا به طرز مرموزی از معرکه در رفته بود! بنا بر این همه دور کاپیتان حلقه زدند و اونو سوال پیچ کردن&#8230;<br />
- علی جون فکر نمیکنی افتضاح بازی کردی؟!<br />
- اگه راستشو بخوای چرا !!<br />
- فکر میکنی دلیلش چی بود؟<br />
- راستش من قصد نداشتم این مساله رو لو بدم، ولی حالا که بحث به اینجا رسید باید بگم که من انرژی اصلیم رو گزاشتم واسه جام جهانی ۲۰۱۰ !!<br />
- جامه ۲۰۱۰ ؟!! علی جون فکر میکنی تا اون موقع زنده بمونی؟<br />
- حقیقتش دکترها دارن تلاششونو میکنن ولی من باید بگم که هدف اصلیه من اینه که با حضور در جام جهانی ۲۰۱۴ یک رکورد شکست ناپذیر از خودم به جای بگزارم و &#8230;<br />
در همین لحظه تمام خبر نگارها پراکنده شدن.<br />
<strong>صحبت های تاکتیکی</strong><br />
یک ساعت قبل از بازی ایران و مکزیک در رختکن تیم ملی:<br />
فرکی خطاب به دایی: علی جون همین الان بچه ها خبر دادن که برانکو گم و گور شده!<br />
دایی: اینم خو هروقت میخوایمش معلوم نیست کدوم گوری میره! حالا چه غلطی بکنیم؟! قرار بود تمام برنامه های تاکتیکی تیم رو الان بگه!<br />
- نمیدونم من که چیزی از فوتبال حالیم نمیشه تو چیزی بلدی؟<br />
- نه به جون تو، من که از فوتبال چیزی حالیم نیست؟؟؟؟ بابا من داشتم مثل بچه ی آدم تو کوچمون لپ لپ میفروختم یهو دیدم که این دادکان اومد منو ورداشت کرد کمک مربیه تیم ملی!<br />
- خب حالا بگو چه خاکی تو یرمون بریزیم؟<br />
- من که میگم به بچه ها بگیم هر جور عشقشون میکشه بازی کنن نظر تو چیه؟<br />
- باشه قبوله!<br />
بین دو نیمه:<br />
ایران با نمایش یک بازی فوق العاده، از زمین بیرون آمد و از سوی خبرگزاری های مختلف به عنوان یکی از مدعیان جام شناخته شد!<br />
دایی خطاب به فرکی: بابا ایول عجب بازی کردن! ولی چرا این جوری شد ما که چیزی بشون نگفتیم!<br />
- نمیدونم والا!<br />
در همین لحظه برانکو سر میرسد و در پشت درای بسته با بچه هاصحبت تاکتیکی می کند<br />
در نیمه ی دوم بچه ها با توجه به صحبت های تاکتیکی برانکو یکی از افتضاح ترین بازی های خود را به نمایش میگذارن و با پذیرش یک شکست سنگین زمین را ترک میکنن &#8230;<br />
بعد از پایان بازی:<br />
تمام خبر گزاری های خارجی حرف خود را در پایان نیمه ی اول پس گرفته و ایران را حذف شده ی قطعی جام توصیف کردند.</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1385/04/moustache-uncle/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من هنوز هستم!</title>
		<link>http://sasy.ir/1385/03/im-still-here/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1385/03/im-still-here/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Jun 2006 18:00:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=31</guid>
		<description><![CDATA[این مدرسه هم خوب چیزی بود قدرش رو نمیدونستیم ها! حالا که دیگه تابستون شروع شده نمیدونیم چیکار کنیم! من که صبح ساعت ۱۰ بلند میشم ساعت رو نگاه میکنم تا ۱۰ شب، بعد میرم می خوابم! حالا بریم سر وقت چند تا خبر که تو این مدت اتفاق افتاده : خبر اول باخت تیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="text-align: right;" dir="rtl">این مدرسه هم خوب چیزی بود قدرش رو نمیدونستیم ها! حالا که دیگه تابستون شروع شده نمیدونیم چیکار کنیم! من که صبح ساعت ۱۰ بلند میشم ساعت رو نگاه میکنم تا ۱۰ شب، بعد میرم می خوابم!<br />
حالا بریم سر وقت چند تا خبر که تو این مدت اتفاق افتاده :<br />
خبر اول باخت تیم ما در مقابل مکزیک هست! من نمیدونم این علی دایی و این عقاب [میرزاپور!] چی میخوان از زندگیه ما؟! این علی دایی صدای کلنگ قبرش به گوش میرسه! این میرزاپور هم که در طی بازی، همش داشت این تماشاچی ها رو نگاه میکرد! [حتما میخواسته ببینه خارجی ها چه شکلین!]<br />
من بتون قول میدم از پرتقال حداقل ۴ تا گل میخوریم از آنگولا هم می بازیم! [خودمم نفهمیدم چی نوشتم!]<br />
خبر دوم مسلمان شدن یه خانوم اکراینی هست که ما طی مصاحبه ای در روز های آینده ازشون میپرسیم که به چه دلیل مسلمان شده! [کسی چیزی گفت؟!]<br />
خبر سوم هم اینکه خبر های ما تموم شد [!] حالا به مصاحبه ی خیالی با علی دایی توجه کنید!<br />
سلام علی جون چه خبرا؟!<br />
سلام ساسی جون، یه بوس بده به بابا!!</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="علی دایی" src="http://sasy.ir/pics/p_ali_daei_01.jpg" alt="علی دایی" width="380" height="316" /></p>
<p>علی جون شما فکر نمیکنی گند زدی به تیم ملی؟<br />
بابا چه گندی؟! من برا این ملت کلی گل زدم کلی جون کندم بد شما میگی گند زدی؟!<br />
تو بازی با مکزیک که خیلی تابلو بودی! تا توپ میومد جلو تو خودتو میکشیدی کنار؟! ماجرا چیه؟<br />
بابا من میخوام به این جون ها میدون بدم تازه اگه موقعیتی هم پیش اومد ازش استفاده کنم من کوچیک این ملت هستم و پای این ملت رو هم می بوسم!<br />
چرا هر کی میخواد بیاد تو تیم ملی باید از شما اجازه داشته باشه؟!<br />
اینا همش شایعاتیه که این ایمان مبعلی درست کرده اونا دوغ آبعلی شون فروش نمیرفت گفتن بیایم این دایی رو خرابش کنیم [چه ربطی داشت؟!!]<br />
ماجرای مصدومیت از ناحیه ی کمر چیه تو که از من سالم تری؟!<br />
این هم یک شایعه دیگه از طرف دشمنان منه! اونا میخوان ما جوون ها رو خراب کنن! هی میگن دایی مصدومه، میرزاپور از قسمت فوقانی انگشت سوم پای چپش احساس درد میکنه و &#8230;<br />
حالا شما قصد خداحافظی نداری نه؟!<br />
چی میگی ساسی جون؟ تو این فوتبال کلی نون هست، دو تا شوت میزنی دو قدم میدویی کلی پول بت میدن، میدونی همین که رفتیم جام جهانی چقدر بمون پول دادن؟! من الان در اوج آمادگی هستم [بابا آماده] و هیچ مشکلی ندارم! میخوام در جام جهانی بعدی هم بشم پدیده ی مسابقات!<br />
نه تا حالا هرچی گل زدی از رو نقطه ی پنالتی بوده؟!<br />
پنالتی چیه عزیز من؟ من برا صبا باتری دو تا گل زدم از وسط زمین که لمپارد هم نمیتونست بزنه! برو بابا!<br />
برو دیگه پر رو نشو!<br />
هیچ کی منو دوست نداره، دیگه ملت ما دایی نداره! [دوستان من یکم خستم، این چرت و پرت هایی رو که میگم رو زیاد جدی نگیرید!]</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1385/03/im-still-here/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهریور!</title>
		<link>http://sasy.ir/1385/02/shahriva/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1385/02/shahriva/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 May 2006 18:35:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=33</guid>
		<description><![CDATA[امروز نشستیم پای صحبت یه اول دبیرستانیکه خودتون بفهمید این بدبختا چه مشکلاتی دارن، حالا خودتون قسمتی از صحبتاش رو بخونید و قضاوت کنید : « این آخه چه وضعیه که می گن نمره ی ریاضی و فیزیکتون باید بالای ۱۸ بشه تا برید ریاضی فیزیک؟ تازه این که خوبه، محمدپور داره خودشو برای سرویسای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="text-align: right;" dir="rtl">امروز نشستیم پای صحبت یه اول دبیرستانیکه خودتون بفهمید این بدبختا چه مشکلاتی دارن،<br />
حالا خودتون قسمتی از صحبتاش رو بخونید و قضاوت کنید :<br />
« این آخه چه وضعیه که می گن نمره ی ریاضی و فیزیکتون باید بالای ۱۸ بشه تا برید ریاضی فیزیک؟ تازه این که خوبه، محمدپور داره خودشو برای سرویسای شهریور آماده میکنه! چون سود اصلی اونجاست!<br />
تازه یه بار می خواستیم با سلیمی عکس بگیریم وقتی می خواستیم بگیم سیب گفت بگید: شهریور!<br />
خلاصه ما که برای تابستونمون برنامه ریزی نکردیم چون تابستون مدرسه دعوتیم!<br />
جان من یه سراغی از معلم خصوصی ها بگیرید تا به حال اینقدر کارشون سکه نبوده تازه برا امتحانات شهریور نوبت میدن!<br />
باید بریم بمیریم با این مدرسه ی توپ (که همه خودشون رو میکشن بیان توش!) که ممکنه انظباط رو هم تجدید بشیم!»</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1385/02/shahriva/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فخرایی به مریخ میرود</title>
		<link>http://sasy.ir/1385/01/fakhraie-goes-to-mars/</link>
		<comments>http://sasy.ir/1385/01/fakhraie-goes-to-mars/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Apr 2006 12:56:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.awardspace.com/?p=38</guid>
		<description><![CDATA[سلام آقای فخرایی خیلی چیکریم به مولا! به به سلام ساسان جان گل! خوبی عزیزم؟! مرسی آقای فخرایی چه مهربون شدید امروز؟ من مهربون بودم ساسان جان شما نمیدونستی! حالا اینا رو ول کن بریم سر سوالات: این ماجرای محبوبیت بیش از اندازه ی شما در مدرسه چیه؟ ساسان جون ماجرایی نداره! ما فقط به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" dir="rtl">سلام آقای  فخرایی خیلی چیکریم به مولا!<br />
به به سلام ساسان جان گل! خوبی عزیزم؟!<br />
مرسی آقای  فخرایی چه مهربون شدید امروز؟<br />
من مهربون  بودم ساسان جان شما نمیدونستی!<br />
حالا اینا  رو ول کن بریم سر سوالات:<br />
این ماجرای  محبوبیت بیش از اندازه ی شما در مدرسه چیه؟<br />
ساسان جون  ماجرایی نداره! ما فقط به دانش آموزای گل محبت میکنیم! نمره کم دارن بشون  میدیم،<br />
امتحان آسون میگیریم و &#8230;.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/fakhraii_2_resize.jpg" alt="" width="330" height="540" /></p>
<p>ولی چی شده  موضوع چیه همه ی بچه ها میگن که این روزا خیلی بشون گیر میدید هی باید تمرین ها رو  بنویسیم تو برگه و تحویلتون بدیم و&#8230;<br />
ساسان جون  من تغییری نکردم دانش آموزا بزرگ میشن و ما نمی تونیم دیگه خیلی آسون بگیریم و زرتی  نمره رو بشون بدیم!!<br />
این  ماجرای سفر فضایی شما چیه؟! آیا حقیقت داره؟<br />
ساسان جون  جات خالی این عیدی رو با بچه های نجوم از جمله پیمان جون زدیم رفتیم  مریخ!<br />
نمیدونی چه  حالی داد!! اونجا یه کبابی بود از پارس استار این جا خفن تر! راستی گیم نت آسمانه  شعبه ی مریخ رو ندیدی که چه کرده!</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/fakhraii_3_resize.jpg" alt="شمارش معکوس آغاز شد..." width="487" height="377" /></p>
<p>این ماجرای  شستن ماشینتون توسط بچه ها چیه؟ این راسته که یکی از بچه ها ماشین شما رو لیسیده و  شما یک نمره تو امتحان کمکش کردید؟!!<br />
این حرفا  چیه ساسی جون من اینا رو تکذیب میکنم بچه ها گفتن که می خوان ماشین رو بشورن، من هم  بشون اجازه دادم!</p>
<p>نظرتون راجع  به بمب گزاری های اخیر چیه؟ راسته که میخوان تو مدرسه بمب بزارن؟!<br />
این ها یک مشت  دست نشونده ی کشور های بیگانه هستن، اگه اونا قمر مصنوعی دارند ما هم قمر بنی هاشم  رو داریم!<br />
آقای فخرایی  ممنون از مصاحبه من از این مصاحبه منظوری ندارم ما رو ببخش!<br />
وقتی نمره ی  ترم دومت رو ۲٫۲۵ دادم اون وقت می فهمی که الکی با معلما شوخی  نکنی!&#8230;</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/1385/01/fakhraie-goes-to-mars/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
