<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ ساسی &#187; لینوکس</title>
	<atom:link href="http://sasy.ir/category/%d9%84%db%8c%d9%86%d9%88%da%a9%d8%b3/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sasy.ir</link>
	<description>وبلاگ معروف و پر طرفدار ساسی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 29 Jan 2012 17:12:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>شمارش معکوس تا لئوپارد خیال باف</title>
		<link>http://sasy.ir/2011/09/oneiric-ocelot-countdown/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=oneiric-ocelot-countdown</link>
		<comments>http://sasy.ir/2011/09/oneiric-ocelot-countdown/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2011 03:55:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[اوبونتو]]></category>
		<category><![CDATA[اوبونتو ۱۱.۱۰]]></category>
		<category><![CDATA[شمارش معکوس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=499</guid>
		<description><![CDATA[در این که اوبونتو دیسترو بزرگی هست شکی نیست. من تا همین چند ماه پیش کاربر و طرفدار سرسخت اوبونتو بودم. Canonical تلاش خوبی برای ساخت یه دیسترو با محیط کاری ساده و ظاهر مناسب کرده و کاربرهایی هم که تا حالا با لینوکس آشنایی نداشتند ارتباط خوبی با اوبونتو بر قرار میکنن. کانونیکال با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">در این که اوبونتو دیسترو بزرگی هست شکی نیست. من تا همین چند ماه پیش کاربر و طرفدار سرسخت اوبونتو بودم. Canonical تلاش خوبی برای ساخت یه دیسترو با محیط کاری ساده و ظاهر مناسب کرده و کاربرهایی هم که تا حالا با لینوکس آشنایی نداشتند ارتباط خوبی با اوبونتو بر قرار میکنن. کانونیکال با سی&zwnj;دی&zwnj;هایی که رایگان به سرار جهان میفرستاد باعث شد بعد از سال&zwnj;ها دوباره لینوکس رو نصب کنم و کاربرش بمونم. شاید اگر اوبونتو نبود همچنان کاربر ویندوز بودم.</p>
<p dir="rtl">اوبونتو با همه&zwnj;ی خوبی&zwnj;هاش یه سری مشکلات هم داره؛ در درجه اول یه محصول کاملا تجاری هست تا اینکه جامعه کاربری برای سیاست&zwnj;های کلانش تصمیم بگیره. کانونیکال رو مارک شاتلورث به وجود آورده تا کار با لینوکس رو ساده کنه و دهن ویندوز رو سرویس کنه و این وسط پولی هم به جیب بزنه تا این&zwnj;که فرهنگ نرم&zwnj;افزارهای آزاد رو گسترش بده. به هر حال فعلا ترجیح میدم از دیسترویی مثل آرچ&zwnj;لینوکس استفاده کنم که در تمام اجزاش جامعه کاربری نقش داره و تصمیم میگیره و دسترویی از جامعه کاربری برای جامعه کاربری هست.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://sasy.ir/2011/09/oneiric-ocelot-countdown/marksitting/" rel="attachment wp-att-506"><img alt="" class="aligncenter size-full wp-image-506" height="305" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/09/marksitting.jpg" title="مارک شاتلورث" width="225" /></a></p>
<p dir="rtl">در هر صورت ۱۶ روز دیگه نسخه جدید اوبونتو منتشر میشه و همه جوره هم اخبارش رو کاور کردیم تو آزادراه. داشتم به شمارش معکوس&zwnj;هایی که برای انتشارش ساخته بودن نگاه می&zwnj;کردم و از خودم پرسیدم چرا یه نمونه با نوشته و عددهای فارسی نداشته باشیم؟ که خب الان داریم!</p>
<p dir="rtl">این نمونه رو به عشایری&zwnj;ترین شکل ممکن ساختم. یه تصویر با طول و عرض ۱۵۰ در ۱۸۰ و ترکیب رنگ و لوگوی رسمی اوبونتو که بش میگن &laquo;حلقه&zwnj;ی دوستان&raquo; (Circle of Friends). هر روز که بگذره یه دونه از این&zwnj;ها با عدد کمتر درست می&zwnj;کنم و میزارم جای قبلی این&zwnj;جوری تصویر هر روز عوض میشه.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/oneiric-countdown/123.png" title="Oneiric Ocelot Count Down" /></p>
<p dir="rtl">قرار دادنش توی وبلاگ یا وبسایت&zwnj;تون هم بسیار ساده&zwnj;ست <img src='http://sasy.ir/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
<p><code>&lt;a href="http://ubuntu.com"&gt;&lt;img src="http://sasy.ir/pics/oneiric-countdown/123.png" title="Oneiric Ocelot Count Down" /&gt;&lt;/a&gt;</code></p>
<p dir="rtl">در حال حاضر دارم رویه یه شمارش معکوس بهتر و داینامیک کار می&zwnj;کنم که از HTML5 Canvas استفاده می&zwnj;کنه و حلقه&zwnj;ی اوبونتو مثل یه نوار پیشرفت عمل می&zwnj;کنه و هر روز که به انتشار نزدیک میشیم پر رنگ&zwnj;تر میشه. هرموقع کامل شد این پست رو به روزرسانی می&zwnj;کنم <img src='http://sasy.ir/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2011/09/oneiric-ocelot-countdown/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>21</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایده‌هایی در مورد آریوس</title>
		<link>http://sasy.ir/2011/06/thoughts-about-arios/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=thoughts-about-arios</link>
		<comments>http://sasy.ir/2011/06/thoughts-about-arios/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Jun 2011 20:53:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[آریوس]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=467</guid>
		<description><![CDATA[در بیشتر مواقع برای اولین بار که دیسک یه گنو لینوکس رو به یه کاربر ویندوزی دادم بعد از اولین بوت سراغ فایل‌های موسیقی یا ویدئویش رفته و نتونسته اون رو اجرا کنه. درسته دانلود این کدک‌ها تو توزیعی مثل اوبونتو خیلی ساده‌ست ولی متاسفانه خیلی‌ها اینترنت درست و درمون ندارن و دانلود مثلا ۳۰ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">در بیشتر مواقع برای اولین بار که دیسک یه گنو لینوکس رو به یه کاربر ویندوزی دادم بعد از اولین بوت سراغ فایل‌های موسیقی یا ویدئویش رفته و نتونسته اون رو اجرا کنه. درسته دانلود این کدک‌ها تو توزیعی مثل اوبونتو خیلی ساده‌ست ولی متاسفانه خیلی‌ها اینترنت درست و درمون ندارن و دانلود مثلا ۳۰ مگابایت یه امر تخیلی براشون حساب میشه. بعد هم معمولا یه فایل doc باز می‌کنن تا چاخان‌های من رو در مورد توانایی لینوکس بسنجن و مواجه میشن با برنامه‌ای که ظاهرش تعلق به عهد ویندوز ۹۸ داره و نمی‌تونه اون فایل وردشون رو هم درست باز کنه. این‌جوریه که به باعث و بانی سازنده این برنامه‌ها فحش میدن و بر می‌گردن به ویندوز.</p>
<p dir="rtl">خب چه جوری میشه تجربه لینوکس یه کاربر متوسط ایرانی که اوج کاری که بلده کرک کردن Adobe Photoshop بهتر و طولانی‌تر کرد؟<br />
بدون هیچ شکی بزرگترین مشکل لینوکس تو ایران نصب برنامه‌ها هستن. ما تو این مملکت اینترنت نداریم و شبه اینترنت فعلی فقط به درد وصل شدن به IRC می‌خوره. مدلی فعلی نصب بسته‌ها اون رو وابسطه به اینترنت کرده و این اصلا یه قابلیت مهم است ولی نه تو کشوری مثل ایران. آیا میشه برنامه‌ها رو مثل برنامه‌های ویندوز یک بار دانلود کرد و نگه داشت روی هارد و دفعات بعدی نصب‌شون کرد بدون این‌که دانلودشون کنیم؟ هم بله و هم نه.</p>
<p dir="rtl">توی ویندوز معمولا تمام فایل‌های برنامه و پیش‌نیازهاش تو یه Setup جمع میشن و این setup فایل‌ها رو تو آدرسی که بش میدین کپی می‌کنه.<br />
توی لینوکس چون برنامه‌ها آزاد هستن می‌تونن از هم دیگه استفاده کنن. مثلا من تصمیم دارم یه برنامه برای وبلاگ نویسی طراحی کنم. برای این‌که به یه Tookit احتیاج دارم که ظاهر برنامه‌م باشه و خوب قبلا GTK نوشته شده پس ازش استفاده می‌کنم. یه ایدتور می‌خوام که قبلا چند نمونه عالی‌ش رو نوشتن و دوباره چرخ رو اختراع نمی‌کنم و از TinyMCE استفاده می‌کنم، بقیه قسمت‌ها رو هم خودم می‌نویسم. خب تا این‌جا برنامه من برای اجرا شدن نیاز به GTK و TinyMCE داره . قسمتی از برنامه‌م که برای وصل شدن به سرویس‌ها مختلف وبلاگ نویسی هست رو هم می‌تونم تحت یه لایبرری منتشر کنم که دیگران ازش استفاده کنن. بزرگترین پیامدی که این وابستگی ها داشته کم شدن حجم برنامه‌هاست. احتمالش کم نیست که از یه برنامه ۱۰۰ مگابایتی ۵۰ مگابایتش رو نصب داشته باشید. به این دلیل هست که اوبونتو با دو تا کرنل و کلی برنامه که شامل Office ، برنامه راست دیسک، PDF خوان میشه روی یه CD جا میشه. حالا چرا از این ویژگی استفاده نکنیم و هرچی کاربر نیاز داره نزنیم روی یه دیسک؟<br />
این همون کاری هست که مهدی فتاحی با آریوس انجام داده و من دوست دارم حمایتش کنم.</p>
<p><a rel="attachment wp-att-475" href="http://sasy.ir/1390/03/thoughts-about-arios/screenshot/"><img class="aligncenter size-medium wp-image-475" title="arios3-desktop" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/06/Screenshot-300x168.png" alt="دسکتاپ آریوس ۳" width="300" height="168" /></a></p>
<p dir="rtl">مهدی چند روزی هست نسخه بتا آریوس ۳ رو منتشر کرده. آریوس ۳ همون آریوس ۲ هست که برنامه‌هاش آپدیت شدن. چند روزی هست که این نسخه رو نصب کردم و این مواردی هست که فکر میکنم آریوس رو بهتر خواهند کرد.</p>
<p dir="rtl"><strong>پوسته‌های بهتر</strong><br />
الان پوسته پیش‌فرض آریوس Arios-light هست که تغیریافته Ambience  پوسته پیشفرض اوبونتوـه. پوسته دیگه AriOS-dark کار نمی‌کنه چون پیش‌نیازش یعنی Equinox نصب نیست. آخرین نسخه پوسته‌های <a href="https://launchpad.net/egtk">Elemntary</a> ، <a href="http://gnome-look.org/content/show.php?action=content&amp;content=140449">Equinox</a> و <a href="http://gnome-look.org/content/show.php?action=content&amp;content=140562">Zukitwo</a> نصب بشن. دو پوسته‌ی بی استفاده HighContrast هم حذف بشن.</p>
<p dir="rtl"><strong>تصاویر پس‌زمینه</strong><br />
الان که فقط دو تا داره. بسیاری تصاویر پس‌زمینه عالی وجود داره با فرمت آزاد که میشه استفاده کرد. مثلا <a href="http://gnome-look.org/content/show.php/Dream?content=142514">این</a> که تو کمتر از ۵ دقیقه پیدا کردم. اگر تصاویر ایرانی باشن که چه بهتر مثلا تخت جمشید. آیا تصاویر مناسبی می‌شناسید؟ تو کامنت‌ها به اشتراک بگذارید <img src='http://sasy.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
<p dir="rtl"><strong>برنامه‌ها</strong><br />
آریوس قراره اکثر کارهایی که کاربر متوسط ایرانی انجام میده رو پوشش بده؛ با برنامه‌هایی که تو نسخه قبلی بود موافقم:</p>
<ul dir="rtl">
<li> چغوک برنامه خیلی خوبیه ولی نه تو گنوم. پیش‌نیازهاش به KDE libs باعث کند بودن اجراش شده و ظاهر native نداره تو گنوم. با آخرین نسخه hotot جایگزین بشه.</li>
<li> برنامه Gimp تمام کارهای Pinta رو انجام میده پس دلیلی نداره این برنامه موجود باشه.</li>
<li> بلندر اضافه بشه ترجیحا از نسخه ۲.۵۷ یا ۲.۵۸ که به زودی منتشر میشه. Inkscape از نسخه ۰.۴۸ یا بالاتر.</li>
<li> کرومیوم اضافه بشه از نسخه ۱۲ یا بالاتر.</li>
<li> چند درصد کاربران ایرانی از Evolution استفاده می‌کنن؟ جایگزینی‌ش با Thunderbird فکر کنم انتخاب خیلی بهتری باشه، حجم کمتری هم داره.</li>
<li> یه برنامه مدیریت دانلود چون ایرانی‌ها عاشق دانلودن. آخرین نسخه uGet با پلاگین aria2 محشره.</li>
<li> حتما حتما LibreOffice به نسخه ۳.۴ آپدیت بشه که خیلی بهتر شده تو این نسخه. حتی میشه اجزایی که کم استفاده‌تر هستن مثل Math و Draw رو حذف کرد.</li>
<li> بانشی جای خودش رو به Clementine بده. با وجود VLC نیازی به Totem نیست که با زیرنویس‌های فارسی هم مشکل داره. DeadBeeF هم اضافه بشه.</li>
</ul>
<p dir="rtl"><strong>باگ‌ها</strong><br />
این‌ها باگ‌هایی هست که تو چند روز کار بشون برخوردم:</p>
<ul dir="rtl">
<li> تقویم ستاره‌ای (Star Calendar) درست package‌ نشده و موقع اجرا پسورد روت رو می‌خواد</li>
<li> Synapse با دکمه Alt+F2 اجرا نمیشه</li>
<li> گزینه گیج کننده زیادی توی منوها هست مثل System Monitor Indicator ، Google Reader Indicator و &#8230; که به راحتی میشه مخفی‌شون کرد</li>
<li> نسخه فعلی کامپیز (۹.۴) رو روی ۳ تا سیستم تست کردم و افتضاح کار می‌کنه. دانگرید به نسخه ۰.۸ ایده خوبیه.</li>
<li> با وجود Control Panel مجتمع نیازی به بودن تنظیمات توی منوها نیست. Preferences و Administration به طور کامل می‌تونن از منو حذف بشن</li>
</ul>
<p dir="rtl">این هم کارهایی که تو آینده نزدیک قراره انجام بشن برای بهتر شدن آریوس</p>
<ul dir="rtl">
<li> راه‌اندازی صفحه پروژه تو لانچپد یا سایت مشابه که بشه باگ‌ها و ایده‌ها رو جمع کرد</li>
<li> راه‌اندازی ویکی با یه چیز مشابه برای مشخص کردن هدف‌ها و تقسیم‌کار</li>
<li> طراحی سایت و فروم فارسی که البته تاخیر‌ش به خاطر تنبلی خودمه!</li>
<li> ترکیب فونت Iranian Sans با Droid Sans و استفاده به عنوان فونت پیش‌فرض</li>
<li> ترجمه کردن کل برنامه‌ها و گنوم یا حداقل نصاب<br />
فواید بومی سازی برنامه‌ها برکسی پوشیده نیست، تو نسخه بعدی هم فونت فارسی اوبونتو منتشر میشه پس چه شود محیط فارسی با فونت عالی <img src='http://sasy.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </li>
</ul>
<p dir="rtl">این ایده‌های من بود در مورد آریوس و قدم‌هایی که برای بهتر شدنش میشد ورداشت، حالا نوبت شماست؛ فکر می‌کنید چه جور میشه آریوس و تجربه یه کاربر ایرانی رو از اون بهتر کرد؟ دوست دارین آریوس بعدی رو  همین منوال بمونه یا از گنوم ۳ استفاده کنه؟ جای چه برنامه‌های توی آریوس خالیه؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2011/06/thoughts-about-arios/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>11</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گراب ۲ &#8211; راهنمای کامل</title>
		<link>http://sasy.ir/2011/02/grub-2-bootloader-full-tutorial/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=grub-2-bootloader-full-tutorial</link>
		<comments>http://sasy.ir/2011/02/grub-2-bootloader-full-tutorial/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Feb 2011 23:10:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش گراب]]></category>
		<category><![CDATA[بوت لودر]]></category>
		<category><![CDATA[بوت لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[بوت لینوکس ویندوز]]></category>
		<category><![CDATA[گراب]]></category>
		<category><![CDATA[گراب ۲]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=402</guid>
		<description><![CDATA[گراب، گراب، گراب! هر چی بنویسم در موردش کمه. این پست یه آموزش کامل، ساده و سرراسته و قراره به هر کسی که یه سیستم‌عامل مشابه یونیکس (مثل لینوکس و BSD) داره و می‌خواد از گراب ۲ به عنوان بوت لودر استفاده کنه کمک می‌کنه. تو این آموزش یاد می‌گیرید که چه جوری با گراب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter size-full wp-image-420" title="grub2-teaser" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/grub2-teaser.jpg" alt="Grub Tutorial" width="300" height="349" /></p>
<p dir="rtl">گراب، گراب، گراب! هر چی بنویسم در موردش کمه. این پست یه آموزش کامل، ساده و سرراسته و قراره به هر کسی که یه سیستم‌عامل مشابه یونیکس (مثل لینوکس و BSD) داره و می‌خواد از گراب ۲ به عنوان بوت لودر استفاده کنه کمک می‌کنه.<br />
تو این آموزش یاد می‌گیرید که چه جوری با گراب ۲ کار کنید، منوها رو حذف یا اضافه کنید، عنوان‌ها و آپشن‌ها رو به نیاز خودتون تغییر بدید، ۲ یا ۳ سیستم‌عامل رو هم زمان بوت کنید و گراب ۱ و گراب ۲ رو با هم ترکیب کنید. خوب بزن بریم!</p>
<p><span id="more-402"></span></p>
<p dir="rtl">گراب و Bootloader چیه؟<br />
به طور خلاصه بگم که این‌جوری نیست که زرتی دکمه پاور کامپیوتر رو زدی سیستم‌عامل بوت بشه. سیستم‌عامل یه برنامه پیچیده هست و در جا نمیشه اجراش کرد. از یه برنامه ساده‌تر به نام Bootloader استفاده می‌کنیم و اول اون رو اجرا می‌کنیم و بعد این برنامه سیستم‌عامل رو کپی می‌کنه توی رم و کنترل رو میده دست اون. حالا گراب یه Bootloader آزاد هست که تو اکثر دیستروهای گنو/لینوکس استفاده میشه و هر سیستم‌عاملی که به عقل‌تون میرسه رو می‌تونه بوت کنه.</p>
<p dir="rtl">معرفی گراب ۲<br />
همون‌جوری که اسمش معلومه نسخه دوم گراب هست، از صفر نوشته شده و نسبت به نسخه اول امکانات خیلی بیشتری داره مثل وابستگی کمتر، ماژول بندی بهتر، پشتیبانی از کارکترهای غیر ASCII ، بارگذاری داینامیک ماژول‌ها، مدیریت حافظه و بسیاری دیگه.<br />
باید بدونید که گراب ۱ هم هنوز خیلی خوب داره کار می‌کنه کلا سیستم ساده‌تری هم داره نسبت به گراب ۲ و دیستروهای زیادی هنوز از گراب ۱ استفاده می‌کنن مثل اوپن سوزی، ArchLinux و  چاکرا. این آموزش در مورد گراب ۲ هست نه نسخه اولی گراب.</p>
<p dir="rtl">نصب گراب ۲<br />
گراب ۲ به صورت پیشفرض با خیلی از دیستروها نصب میشه مثل نسخه‌های ۲ سال اخیر اوبونتو. اگر نصب نیست که دو راه هست برای نصبش:<br />
اول) از package manager دیستروتون استفاده کنید (دقت کنید که اگر Bootloader دیگه مثل GRUB1 یا LILO دارید پاکش کنید)<br />
دوم) از سورس کامپایلش کنید که باید سورسش رو بگیرید و با این دستورها کامپایلش کنید:</p>
<p><code>./autogen.sh<br />
./configure --with-platform=pc --prefix=/usr<br />
make<br />
# make install</code></p>
<p dir="rtl">این کار گراب رو روی دیستروی شما نصب می‌کنه و باید روی MBR هم نوشته باشه تا BIOS سیستم موقع بوت گراب رو ببینه و اجرا کنه. برای نصبش روی MBR این رو بزنید</p>
<p><code># grub-install /dev/sda</code></p>
<p dir="rtl">جای sda هم باید هارد دیسک مناسب رو بزارید. اگر یه هارد دارید که میشه همون sda اگر رو هارد دوم می‌خواید بنویسید میشه sdb و الی‌آخر. نکته خیلی مهم این این دستور باعث میشه یه سری GRUB Image روی دیسترو شما نوشته بشه و باعث میشه که گرابی که نصب کردید از grub.cfg دسترویی که این دستور رو توش می‌نویسید پیروی کنه. پس اگر دیستروی دیگه‌ای دارید که می‌خواد گراب با لیست اون بوت بشه کافیه با اون دیسترو بوت کنید و این دستور رو اون‌جا بزنید.</p>
<p dir="rtl">طراحی جدید فایل‌ها<br />
تمام فایل‌های گراب ۱ در دایرکتوری /boot/grub/ بودن که شامل یه menu.lst بود و تمام تنظیمات رو شامل میشد و برای اضافه کردن گزینه جدیدی به لیست کافی بود توی این فایل اضافه‌اش می‌کردین<br />
تنظیمات گراب ۲ در این آدرس‌ها هستن:</p>
<p><code>/boot/grub/grub.cfg</code></p>
<p dir="rtl">این فایل تنظیمات اصلی هست که جایگزین menu.lst شده. برخلاف menu.lst اصلا توصیه نمیشه این فایل رو دستی تغییر بدید.</p>
<p><code>/etc/grub.d/</code></p>
<p dir="rtl">توی این دایرکتوری اسکریپت‌های گراب ذخیره میشن. این اسکریپت‌ها grub.cfg رو می‌سازن. دستور grub-mkconfig این اسکریپت‌ها رو اجرا می‌کنه و یه کانفیگ براتون خروجی میده.</p>
<p><code>/etc/default/grub</code></p>
<p dir="rtl">این فایل تنظیمات menu گراب رو نگه می داره. ( مثل رنگ نوشته‌ها و زمانی که گراب منتظر شما می‌مونه و &#8230;) این فایل هم توسط اسکریپت‌ها باید خونده بشه. در واقعا تمام تنظیمات شخصی سازی گراب توی این فایل هست، قبلا توی menu.lst بود و الان فایل جدا داره.<br />
لپ مطلب این‌که برای برای تقییر منوهای گراب باید اسکریپت‌های اون رو تغییر بدید یا یه اسکریپت جدید بنویسید و بعد منو رو آپدیت کنید. بیشتر شبیه LILO هست تا نسخه قدیمی گراب که می‌شد رو هوا و مستقیم ورودی‌های منو رو تغییر داد.</p>
<p dir="rtl">نمونه فایل grub.cfg<br />
همون‌جوری که گفتم در آدرس /boot/grub/ قرار داره.</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Terminal.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-410" title="Screenshot-Terminal" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Terminal-300x183.png" alt="" width="300" height="183" /></a></p>
<p dir="rtl">grub.cfg یه چیزی شبیه فایل زیره:</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-grub.cfg-Read-Only-boot-grub-gedit.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-411" title="grub.cfg-preview" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-grub.cfg-Read-Only-boot-grub-gedit-300x214.png" alt="preview of grub.cfg" width="300" height="214" /></a></p>
<p dir="rtl">کلا شل اسکریپت هست و خوندنش زیاد جالب نیست. فقط بعد از آپدیت گراب خوندن این فایل ارزش داره که ببینید گند زده شده توش یا نه!</p>
<p dir="rtl">نمونه دایرکتوری /etc/grub.d/<br />
معمولا چنین اسکریپت‌هایی در اولین نصب در این دایرکتوری وجود داره.</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Terminal1.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-412" title="grub.d-directory-list" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Terminal1-300x184.png" alt="grub.d directory list" width="300" height="184" /></a></p>
<p dir="rtl">مهمترین‌هاش این‌ها هستن:<br />
00_header اسکریپتی هست که تنظیمات گراب رو از/etc/default/grub میخونه که شامل زمان timeout گراب، وردودی پیشفرض، و بقیه چیزها میشه. در ادامه در مورد این‌ها صحبت می‌کنیم!<br />
05_debian_theme این اسکریپت رو فقط تو دیستروهای برمبنای دبیان پیدا می‌کنید و فقط نظمیم رنگ منوها توش هست این‌ها درستش این هست که توی /etc/default/grub باشه! پاکش کنید اتفاق خاصی نمی‌افته.<br />
10_linux این یه بش اسکریپت به نسبت پیچیده هست که کل وسایل جانبی رو برای وجود لینوکس‌های احتمالی اسکن می‌کنه و میزاره تو لیست.<br />
20_memtest86+ برنامه memtest که برای تست رم هست رو اجرا می‌کنه.<br />
30_os-prober مشابه10_linux هست با این تفاوت که برای پیدا کردن سیستم‌عامل‌های غیر از لینوکس طراحی شده. نکته کنکوری این اسکریپت این‌جاست که این رو برنامه نویس‌های دبیان نوشتن و رو خود گراب نیست ولی چون خیلی چیز جالبیه رو همه‌ی دیستروهای پدر مادر دار قرارش میدن.<br />
40_custom یه قالب خالی هست که می‌تونید اسکریپت‌های خودتون رو اضافه کنید.<br />
به شماره‌ای که اول اسم اسکریپت‌ها بود دقت کردین؟ این شماره اولویت رو تایین می‌کنه. یعنی 10_linux زودتر از 20_memtest86+ اجرا میشه و توی لیست جایگاه بالاتری داره.<br />
مثل grub.cfg این فایل‌ها هم شل اسکریپت هستن و تغییرشون کار زیاد جالبی نیست و فقط 40_custom برای تغییر دستی ساخته شده. هنگام تغییر این اسکریپت‌ها باید حواس‌تون رو جمع کنید. در ادامه این آموزش یاد خواهید گرفت که این فایل‌ها چه شکلی هستن و چه جوری باید ازشون استفاده کنید.</p>
<p dir="rtl">نمونه /etc/default/grub<br />
این فایل تو آدرس /etc/default/ هست:</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Terminal-1.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-413" title="/etc/default-grub-preview" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Terminal-1-300x300.png" alt="/etc/default/grub file preview" width="300" height="300" /></a></p>
<p dir="rtl">توی این دایرکتوری فایل‌های دیگه‌ای هم موجوده همه‌اش مال گراب نیست. فایلی که ما باش کار داریم grub هست و توسط اسکریپت 00_header فراخونی میشه. می‌تونید همین‌جا تغییرش بدید. در ادامه این پست و در قسمت سفارشی سازی به این فایل بیشتر می‌پردازیم</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-grub-Read-Only-etc-default-gedit.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-414" title="grub-config-file" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-grub-Read-Only-etc-default-gedit-300x214.png" alt="grub config file" width="300" height="214" /></a></p>
<p dir="rtl">گراب ۲ چه‌جوری کار می‌کنه؟<br />
اگر چیزهایی که در بالا گفتم رو بخوام جمع‌بندی کنم این‌جوری میشه: /etc/default/grub شکل و شمایل گراب هست، اسکریپت‌های /etc/grub.d/ اطلاعات منو گراب و اسکریپت‌های بوت  سیستم‌عامل رو دارن. فایل grub.cfg هم فایل اصلی که میشه با کمک اون اسکریپت‌ها یه خوبش رو ساخت.<br />
نوشتن اسکریپت جدید گراب<br />
برای نوشتن یه اسکریپت جدید باید این قواعد رو رعایت کنید:<br />
فایل جدیدی با نام XX_ prefix ایجاد کنید که تو اون XX یه عدد دو رقمی هست. هرچقدر عدد کوچکتر باشه اسکریپت شما اولویت اجرا بیشتری داره و بالاتر توی منو ظاهر میشه. برای مثلا 11_something بعد از تمام وردودی‌ها پیش‌فرض قرار میگیره در صورتی که 08_something که قبل از ورودی‌های 10_linux قرار می‌گیره.<br />
قدم بعدی نوشتن خود اسکریپت هست. یه نمونه:</p>
<p><code>#!/bin/sh -e<br />
echo "Some string"<br />
cat &lt;&lt; EOF<br />
menuentry "Something" {<br />
set root=(hdX,Y)<br />
-- boot parameters --<br />
}<br />
EOF</code></p>
<p dir="rtl">توضیح این کد این‌که شل اسکریپت هست همون‌جور که تو خط اول نوشته شده. دستور</p>
<p><code>echo "Some string"</code></p>
<p dir="rtl">عبارت Some String موقع اجرای دستور update-grub (پایین‌تر این دستور رو توضیح میدم) تو خروجی چاپ میشه. یه چیزی مثل Adding openSUSE 11.4 برای openSUSE 11.4 فکر کنم مناسب باشه.<br />
عبارت cat &lt;&lt; EOF تعریف می‌کنه ورودی بوت رو.<br />
دستور</p>
<p><code>menuentry "Something"</code></p>
<p dir="rtl">هم عبارتی هست که در منو ظاهر میشه مثلا openSUSE 11.04 مناسبه.<br />
دستور آخر هم که آدرس پارتیشن boot لینوکس‌تون هست. اگر پارتیشن boot جدا ندارید که میشه همون پارتیشن نصب لینوکس‌تون.</p>
<p><code>set root=(hdX,Y)</code></p>
<p dir="rtl">X شماره هارد دیسک هست که از ۰ شروع میشه یعنی sda که هارد اول هست میشه ۰ و الی آخر. Y هم شماره درایو هست و از ۱ شروع میشه. مثلا sda3 که هارد اول هست و درایو سوم میشه hd0,3 تو گراب. تو نسخه اول گراب لون Y از ۰ شروع میشد که دیگه اون‌جوری نیست. دقت کنید!<br />
اون &#8212; boot parameters &#8212; یا پارامترهای بوت هم در مورد هر سیستم‌عامل فرق داره. برای لینوکس پارمترهای بوت این‌ها هستن:</p>
<p><code>linux /boot/vmlinuz root=/dev/sdXY<br />
initrd /boot/initrd.img</code></p>
<p dir="rtl">قرار نیست vmlinuz و initrd.img دقیقا به همین نام باشن. باید برید تو boot/ برای این‌که بفهمید اسم‌شون دقیق چی هست. مثلا Archlinux اسم Kernel Imageش kernel26.img هست پس خط آخر میشه initrd /boot/kernel26.img<br />
اون dev/sdXY هم جایی هست که لینوکس‌تون قرار داره. مثلا sda3<br />
و برای ویندوز:</p>
<p><code>chainloader +1</code></p>
<p dir="rtl">یه توضیح کوچولو در مورد chainloader این‌که در واقعا فرایند بوت رو پاس میده به bootloader خود ویندوز گراب نمی‌تونه مستقیم ویندوز رو بوت کنه.<br />
خوب پس یه اسکریپت کامل برای اضافه کردن سیستم‌عامل مورد نظرمون که لینوکس هست و توی dev/sda5 نصب شده و پارتیشن بوت جدا نداره این‌جوری میشه:</p>
<p><code>#!/bin/sh -e<br />
echo "Adding my custom Linux to GRUB 2"<br />
cat &lt;&lt; EOF<br />
menuentry "My custom Linux" {<br />
set root=(hd0,5)<br />
linux /boot/vmlinuz root=/dev/sda5<br />
initrd /boot/initrd.img<br />
}<br />
EOF</code></p>
<p dir="rtl">و در صورتی که ویندوز هست:</p>
<p><code>#!/bin/sh -e<br />
echo "Adding Windows 8 to GRUB 2 menu"<br />
cat &lt;&lt; EOF<br />
menuentry "Windows 8" {<br />
set root=(hd0,5)<br />
chainloader+1<br />
}<br />
EOF</code></p>
<p dir="rtl">دستور EOF هم آخر ورودی بوت رو مشخص می‌کنه.<br />
حالا که اسکریپت رو نوشتیم و ذخیره‌اش کردیم کافیه اجازه‌ی اجرایی رو بش بدیم:</p>
<p><code>chmod +x XX_new_os_script</code></p>
<p dir="rtl">بعد کافیه برای نوشتن grub.cfg جدید دستور</p>
<p><code># grub-mkconfig -o /boot/grub/grub.cfg</code></p>
<p dir="rtl">رو وارد کنیم که تنظیمات جدید رو در قالب یه grub.cfg جدید می‌نویسه. نکته کنکوری: توی اوبونتو update-grub رو داریم که دقیقا همین هست و می‌تونید ازش استفاده کنید.<br />
حالا که کار با این اسکریپت‌ها رو یاد گرفتیم هرکاری میشه کرد. مثلا اگر من چاکرا رو با اوبونتو بوت می‌کنم می‌تونم برای هر کدوم یه اسکریپت بنویسم و برای این‌که توی منو ورودی‌های تکراری نداشته باشم می‌تونم 10_linux و 30_os-prober رو پاک کنم یا اجازه‌ی اجرایی بودن رو ازش بگیرم.<br />
فهمیدین چی شد؟ فقط با داشتن اون دو تا اسکریپت و یه دستور grub-mkconfig -o /boot/grub/grub.cfg می‌تونم یه تمام سیستم‌عامل ها رو اضافه کنم به لیستم!</p>
<p dir="rtl">بررسی حالت‌های موجود<br />
تو این قسمت می‌خوام تمام حالت‌هایی که یه کاربر لینوکس متوسط ممکن هست باهاشون برخورد کنه رو معرفی کنم که شامل بوت دوگانه لینوکس با لینوکس و ویندوز با لینوکس و بوت لینوکس داری گراب۱ با گراب ۲ میشه<br />
بوت ویندوز با لینوکس<br />
الف) نصب لینوکس بعد از ویندوز:<br />
لازم نیست کار خاصی بکنید چون گراب ویندوز رو میشناسه. اگر نشناخت هم با توجه به مطالب قبلی میتونید یه ورودی براش توی منو درست کنید<br />
ب) نصب ویندوز بعد از لینوکس<br />
تو این حالت Bootloader ویندوز گراب رو بازنویسی می‌کنه و لازم هست بازگردانی‌ش کنید. یه <a href="http://sasy.ir/1389/11/recover-grub-after-installing-windows/">پست کامل</a> در موردش نوشتم.<br />
نصب دو لینوکس با گراب ۲<br />
اصلا نیاز به توضیح نداره!<br />
بوت دوگانه یه دیسترو با گراب ۱ و دیگری با گراب ۲<br />
خوب خاص‌ترین حالت ممکن این هست. می‌خوایم اوبونتو ۹/۱۰ که گراب ۲ داره رو با اوپن‌سوزی ۱۱/۲ که قدیمی‌تر هست و گراب ۱ داره بوت کنیم. مهم این هست که تصمیم بگیریم که چه نسخه‌ای روی MBR باشه و دیگر لینوکس‌ها بوت کنه و ما گراب ۱ رو انتخاب می‌کنیم چون پایدار تره. فقط باید دقت کنید موقع نصب اوبونتو گراب فقط روی boot نصب بشه و موقع نصب اوپن سوزه هم root و هم MBR . به تنظیمات دقت کنید:<br />
موقع نصب اوبونتو گراب یه پارتیشن بدید مثل /dev/sda3/ و نه خود دستگاه یعنی /dev/sda/</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/ubuntu-9-10-bootloader.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-416" title="ubuntu-9-10-bootloader" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/ubuntu-9-10-bootloader-300x282.jpg" alt="ubuntu 9.10 bootloader install" width="300" height="282" /></a></p>
<p dir="rtl">موقع نصب اوپن‌سوزی هم گراب رو روی MBR نصب کنه و هم دایرکتوری بوت</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/opensuse-11-2-bootloader-options.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-417" title="opensuse-11-2-bootloader-options" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/opensuse-11-2-bootloader-options-300x226.jpg" alt="opensuse 11.2 bootloader options" width="300" height="226" /></a></p>
<p dir="rtl">موقع بوت سیستم گراب ۱ اوپن‌سوزی اوبونتو رو توی لیست نشون نمیده و طبیعی هم هست. کافیه menu.lst گراب رو باز کنید و یه ورودی جدید این‌جوری بش اضافه کنید:</p>
<p><code>title Ubuntu 9.10 Karmic Koala<br />
root (hd0,5)<br />
kernel /boot/grub/core.img<br />
savedefault<br />
boot</code></p>
<p dir="rtl">نمونه جالب‌تر نصاب Mandriva 2010 هست که به شما اجازه میده به صورت گرافیکی گرابی رو که قراره نصب بشه رو تغییر دید. می‌تونم برای بوت کردن اوبونتو ۹/۱۰ (و مطمعنن جدیدتر) این‌جوری تنظیمش کنم:</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/mandriva-2010-add-ubuntu.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-418" title="mandriva-2010-add-ubuntu" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/mandriva-2010-add-ubuntu-300x210.png" alt="mandriva 2010 add ubuntu" width="300" height="210" /></a></p>
<p dir="rtl">سفارشی کردن منو گراب<br />
دیگه هر چیزی لازم بود برای بوت کردن چندتا سیستم‌عامل یاد گرفتید. الان یاد می‌گیریم چه جوری منو رو به سلیقه خودمون تغیر بدیم که شامل انتخاب پیش‌فرض، تصویر پس‌زمینه، زمانی timeout و &#8230; میشه.<br />
همه این تنظیمات داخل فایل etc/default/grub هستن. متغیرهای مهم این فایل این‌ها هستن:<br />
GRUB_DEFAULT=0 که گزینه پیشفرض گراب رو تعیین می‌کنه که ۰ گزینه اول لیست هست و ۱ دومی و الی‌آخر. در صورتی که تایین کنید GRUB_DEFAULT=saved آخرین انتخاب‌تون به عنوان پیش‌فرض قرار می‌گیره.<br />
GRUB_TIMEOUT=&#8221;10&#8243; زمانی هست که گراب منتظر انتخاب شما می‌مونه و درصورتی که انتخاب خاصی نکردید پیشفرض رو بوت می‌کنه. در صورتی که مقدار رو۱-  بدید تا بی‌نهایت منتظر می‌مونه گراب!<br />
متغیرهای بیشتری هم هستن که هرکدوم کاری انجام میدن. حواستون رو موقع تغییرشون جم کنید! برای حذف گزینه ریکاوری هر دیسترو از لیست کافیه خط GRUB_DISABLE_LINUX_RECOVERY=&#8221;true&#8221; رو از کامنت خارج کنید (اون # اولش رو پاک کنید) برای حذف memtest از لیست هم باید برید به /etc/grub.d/ و این دستور رو بزنید:</p>
<p><code>sudo chmod -x 20_memtest86+</code></p>
<p dir="rtl">این دستور باعث میشه دیگه اسکریپت 20_memtest86+ اجرا نشه و تو لیست چیزی در موردش ظاهر نشه.</p>
<p dir="rtl">بازگردانی و تعمیر گراب<br />
خوب به دلایل مخالف ممکنه گراب به لعنتی بره، دو راه هست برای بازگردانش:<br />
راه ساده:<br />
از <a href="http://www.supergrubdisk.org/rescatux/">این دیسترو</a> زنده کمک بگیرید، بوتش کنید و با ابزارهای گرافیکی  که داره کمک می‌کنه گراب رو برگردونید. کار باهاش ساده اس ونیازی به توضیح نیست<br />
راه سخت‌تر:<br />
راه‌حل سخت‌تر و سر راست‌تر این هست که با بوت یه سی‌دی زنده که خودش گراب ۲ داره گراب رو روی روت و MBR نصب کنید. <a href="http://sasy.ir/1389/11/recover-grub-after-installing-windows/">این پست</a> رو در موردش بخونید. کل این پست در مورد یه دستور grub-install هست که به یه اپشن root-directory خاص. این میشه یه مرور سریع از اون:<br />
۱) با دیسترو زنده که بوت کردین روت لینوکسی که نصب هست رو روی mnt مانت کنید با این دستور:</p>
<p><code># mount /dev/sda2 /mnt</code></p>
<p dir="rtl">۳) خوب حالا کافیه این دستور رو بزنیم تا گراب رو روی MBR نصب کنه و فایل‌های متناظر رو روی root ما کپی کنه. اگر root رو مشخص نمی‌کردیم می‌خواست رو روی root دیسترو زنده کپی کنه و خوب مطمعنن خطا میداد</p>
<p><code>grub-install --root-directory=/mnt /dev/sda</code></p>
<p dir="rtl">خوب این تمام چیزی هست که نیاز دارید! ولی اگر بخواید یه جوری وارد ترمینال لینوکس که الان گرابش رو تعمیر کردید بشید و با توجه به اسکریپت‌ها لیست رو آپدیت کنید چی؟ تو ویندوز همچین کاری خیلی تخیلی هست ولی تو لینوکس میشه! کافیه chroot کنید به اون لینوکس. این‌جوری:<br />
۱) با دیسترو زنده که بوت کردین روت لینوکسی که نصب هست رو روی mnt مانت کنید با این دستور:</p>
<p><code># mount /dev/sda2 /mnt</code></p>
<p dir="rtl">۲) اگر پارتیشن جد برای boot دارید رو زیر mnt مانت کنید. اگر نمی‌دونید boot جدا چیه پس این دستور رو بی‌خیال!</p>
<p><code>sudo mount /dev/sda1 /mnt/boot</code></p>
<p dir="rtl">۳) شاید Device ها لازم بشه اون رو هم مانت کنید</p>
<p><code>sudo mount --bind /dev /mnt/dev</code></p>
<p dir="rtl">۴) اگر دیسترو Debian Base (مثل خود دبیان، اوبونتو و منیت) دارید proc و sys رو هم لازم هست مانت کنید</p>
<p><code>sudo mount --bind /proc /mnt/proc<br />
sudo mount --bind /sys  /mnt/sys</code></p>
<p dir="rtl">۵) حالا chroot به سیستمی که ساختید</p>
<p><code>sudo chroot /mnt</code></p>
<p dir="rtl">حالا که chroot کردید دیگه کنترل لینوکسی که نصب هست دست‌تو ن هست و نه سی‌دی زنده، هر کاری لازم هست انجام بدید، مثلا برای آپدیت لیست گراب این رو بزنید:</p>
<p><code>grub-mkconfig -o /boot/grub/grub.cfg</code></p>
<p dir="rtl">کارهای لازم رو که کردید با exit از chroot خارح بشید و هرچی mount کردید رو unmount کنید:</p>
<p><code>sudo umount /mnt/dev<br />
sudo umount /mnt/proc<br />
sudo umount /mnt/sys</code></p>
<p dir="rtl">سیستم رو ریست کنید و حالا هم گراب رو دوباره نصب کردید و هم لیستی که استفاده می‌کنه رو به روز رسانی کردید.<br />
خوب این هم تمام چیزهایی بود که برای بازگردانی یه گراب خراب لازم داشتید!</p>
<p dir="rtl">نتیجه گیری<br />
خوب این هم آموزش کامل و قدم به قدمی بود از گراب ۲ که شامل معرفی‌ش، نصب و حل مشکلاتش میشد. توصیه می‌کنم چند بار با دقت بخونیدش و واقعا هم ساده‌ست! امیدوارم چه کاربر تازه کار لینوکس باشید یا حرفه‌ای این آموزش به کمک‌تون بیاد. خیلی ها رو دیدم که تنظیم همین گراب تجربه‌ی کار با لینوکس‌شون رو خراب کرده و یه منبع جامع برای به زبان انگلیسی هم وجود نداشت چه برسه به فارسی. اگر فکر می‌کنید این راهنما ناقص یا گنگ هست خجالت نکشید و همین پایین کامنت بزارید، سعی می‌کنم درستش کنم! اگر مشکلی با گراب دارید توی فروم اوبونتو فارسی یه تاپیک بزنید تا بقیه به‌تون کمک کنن <img src='http://sasy.ir/wp-includes/images/smilies/icon_wink.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
<p dir="rtl">منابع:</p>
<p>wikipedia <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/GNU_GRUB">GRUB</a><br />
Dedoimedo <a href="http://www.dedoimedo.com/computers/grub-2.html">GRUB 2 bootloader &#8211; Full tutorial</a><br />
AchLinux wiki <a href="http://wiki.archlinux.org/index.php/GRUB">GRUB</a>, <a href="http://wiki.archlinux.org/index.php/GRUB2">GRUB2</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2011/02/grub-2-bootloader-full-tutorial/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تعمیر گراب بعد از نصب ویندوز</title>
		<link>http://sasy.ir/2011/02/recover-grub-after-installing-windows/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=recover-grub-after-installing-windows</link>
		<comments>http://sasy.ir/2011/02/recover-grub-after-installing-windows/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Feb 2011 09:10:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[راهنمایی‌های کوچک]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[Grub]]></category>
		<category><![CDATA[Ubuntu]]></category>
		<category><![CDATA[باز گردانی گراب]]></category>
		<category><![CDATA[گراب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=395</guid>
		<description><![CDATA[مشکل وقتی شروع میشه که یه مدت بعد از نصب لینوکس، ویندوز نصب کنی و دیگه اون لیستی که اول روشن شدن کامپیوتر میومد و اجازه میداد سیستم‌عامل مورد نظرت رو انتخاب کنی غیب میشه! اسم اون برنامه GRUBـه. این برنامه وقتی کامپیوتر رو روشن می‌کنی اول از همه اجرا میشه و سیستم‌عامل‌های مخالف رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">مشکل وقتی شروع میشه که یه مدت بعد از نصب لینوکس، ویندوز نصب کنی و دیگه اون لیستی که اول روشن شدن کامپیوتر میومد و اجازه میداد سیستم‌عامل مورد نظرت رو انتخاب کنی غیب میشه! اسم اون برنامه GRUBـه. این برنامه وقتی کامپیوتر رو روشن می‌کنی اول از همه اجرا میشه و سیستم‌عامل‌های مخالف رو لیست می‌کنه و می‌تونی یکی رو انتخاب کنی. بعدا وقتی ویندوز رو نصب می‌کنی ویندوز میاد برنامه خودش رو نصب می‌کنه جای گراب که این برنامه سیستم‌عامل‌های دیگه رو نمیشناسه. در واقع لینوکس پاک نشده و فقط GRUB پاک شده و خیلی راحت می‌تونی GRUB رو بازگردانی کنی. اینم راه‌حل‌ش:</p>
<p dir="rtl">اول کامپیوتر رو با یه نسخه جدید اوبونتو یا مینت بوت کنید و از منو Palces پارتیشن مینت فعلی‌ت رو باز کنید</p>
<p><a href="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Mount_Disk.png"><img class="aligncenter size-medium wp-image-396" title="Mount Disk" src="http://sasy.ir/wp-content/uploads/2011/02/Screenshot-Mount_Disk-244x300.png" alt="" width="244" height="300" /></a></p>
<p dir="rtl">برای این که مطمعن بشی پارتیشی که باز کردی همونی هست که لینوکس رو روش نصب کردی این دستور رو توی ترمینال وارد کن</p>
<p><code>mount | tail -1</code></p>
<p dir="rtl">یه همچین خروجی رو باید توی ترمینل ببینی:</p>
<p><code>/dev/sda2 on /media/0d104aff-ec8c-44c8-b811-92b993823444 type ext4 (rw,nosuid,nodev,uhelper=devkit)</code></p>
<p dir="rtl">مقدار dev/sda و دایرکتوری داخل media/ رو درنظر داشته باش. برای این که کامل مطعن بشی این پارتیشن درست هست این دستور رو تو ترمینال وارد کن:</p>
<p><code>ls /media/0d104aff-ec8c-44c8-b811-92b993823444/boot</code></p>
<p dir="rtl">مقدار  0d104aff-ec8c-44c8-b811-92b993823444 با عددی که از دستور اول گرفتی جایگزین کن. دقت کن که لازم نیست کامل واردش کنی و اولش رو که وارد کردی Tab رو بزن تا ترمینال کاملش کنه. دستور رو که وارد کردی ترمینال یه همچین فایل‌هایی رو به عنوان خروجی باید بت نشون بده.</p>
<p><code>Config-2.6.18-3-686  initrd.img-2.6.18-3-686.bak  System.map-2.6.18-3-686<br />
grub  lost+found  vmlinuz-2.6.18-3-686<br />
initrd.img-2.6.18-3-686  memtest86+.bin</code></p>
<p dir="rtl">اگر گفت همچین دایرکتوری وجود نداره پس اشتباهی پارتیشن رو باز کردی و یکی دیگه رو امتحان کن!<br />
حالا که همه چیز درسته این دستور رو بزن تا GRUB ت رو بنوسه رو MBR و موقع بوت کامپیوتر ببینیش:</p>
<p><code>sudo grub-install --root-directory=/media/0d104aff-ec8c-44c8-b811-92b993823444 /dev/sda</code></p>
<p dir="rtl">حواس‌تون باشه که مقدار  0d104aff-ec8c-44c8-b811-92b993823444 رو با عددی که از دستور اول گرفتین جایگزین کنید. اگر تو خروجی دستور اول چیزی مثل dev/sdb2 داشتی این sda میشه sdb (در واقع هارد دوم)  به فاصله قبل از dev/sda هم دقت داشته باشید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2011/02/recover-grub-after-installing-windows/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ویرایش اطلاعات آهنگ‌ها تو لینوکس</title>
		<link>http://sasy.ir/2010/12/edit-music-files-metadata-in-linux/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=edit-music-files-metadata-in-linux</link>
		<comments>http://sasy.ir/2010/12/edit-music-files-metadata-in-linux/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Dec 2010 00:43:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[نرم افزار]]></category>
		<category><![CDATA[ID3 v2.3]]></category>
		<category><![CDATA[Linux]]></category>
		<category><![CDATA[mp3]]></category>
		<category><![CDATA[mp3tag]]></category>
		<category><![CDATA[tags]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=314</guid>
		<description><![CDATA[اگر مثل من اهل موسیقی باشید حتما براتون پیش اومده که لازم باشه Tag های آهنگ‌هاتون رو تغییر بدید. Tag ها اطلاعات اضافی آهنگ‌ها هستن که اطلاعت زیادی از جمله اسم خواننده یا گروه، نام آلبوم موسیقی، سبک و کاور آلبوم رو در بر میگیره. درست بودن این اطلاعات اهمیت دوچندان داره وقتی آهنگ‌تون رو به last.fm [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">اگر مثل من اهل موسیقی باشید حتما براتون پیش اومده که لازم باشه Tag های آهنگ‌هاتون رو تغییر بدید. Tag ها اطلاعات اضافی آهنگ‌ها هستن که اطلاعت زیادی از جمله اسم خواننده یا گروه، نام آلبوم موسیقی، سبک و کاور آلبوم رو در بر میگیره. درست بودن این اطلاعات اهمیت دوچندان داره وقتی آهنگ‌تون رو به <a href="http://last.fm">last.fm</a> می‌فرستید یا وقتی mp3 player دارید چون این دستگاه آهنگ‌ها رو بر اساس اون‌ها نشون میده و تقسیم بندی می‌کنه. سایت‌های فارسی زبان هم نمی‌دونم چه مشکلی دارن که اسم جد و آباد خودشون و سایتشون رو میزارن تو تگ‌ آهنگی که برای دانلود گذاشتن.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/puddletag-about.png" alt="Puddletag About" /></p>
<p dir="rtl">برنامه‌های خیلی زیادی رو امتحان کردم روی سیستم عامل‌های مختلف که هم کار باش ساده باشه و هم از ورژن جدید تگ‌ها پشتیانی کنه. (این تگ‌ها هم ورژن مختلف دارن! مثلا آخرین نسخه تگ‌های mp3 که متداول هست ID3 v2.3 هست.) تنها برنامه مناسبی که پیدا کردم <a href="http://mp3tag.de/en/index.html">mp3tag</a> بود و ویندوزی. مجبور بودم برم تو ویندوز فقط برای تگ کردن آهنگ‌هام البته تا همین دیروز که دوستی PuddletTag رو معرفی کرد. یه برنامه عالی که با QT نوشته شده و کپی همین mp3tag هست.<span id="more-314"></span></p>
<p dir="rtl">برای نصب اگر از دبیان و بروبچه‌هاش استفاده می‌کنید (مثل اوبونتو) <a href="http://sourceforge.net/projects/puddletag/files/puddletag_0.9.7-1_all.deb">این فایل deb</a> که آخرین نسخه هست رو کافیه نصب کنید. برای نصب از روی سورس کافیه این بسته‌ها رو داشته باشید.</p>
<ul dir="rtl">
<li>پایتون ۲.۵ به بالا.</li>
<li>PyQT4 نسخه ۴.۵ به بالا</li>
<li>PyParsing نسخه ۱.۵.۱ به بالا</li>
<li>Mutagen نسخه ۲.۲ یا بالاتر</li>
<li>ConfigOBJ</li>
<li>python-musicbrainz2</li>
</ul>
<p dir="rtl">از <a href="http://sourceforge.net/projects/puddletag/files/puddletag-0.9.7.tar.gz">این‌جا</a> آخرین نسخه سورس رو دانلود کنید. با دسترسی root و این دستورات نصبش کنید:</p>
<p><code>python setup.py install</code><br />
<a href="http://sasy.ir/pics/screenshots/puudletag-main-window.png"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/puudletag-main-window-resize.png" alt="Puddletag Main Window" width="554" height="377" /></a></p>
<p dir="rtl">کار با این برنامه خیلی ساده است. از بالا سمت راست بزنید روی Import و یه دایرکتوری رو بش بدید تا همه‌ی فایل‌ها موسیقی که اون‌جا پیدا می‌کنه رو براتون لیست کنه. من معمولا یه آلبوم رو میدم. حالا میتونید یه ترک رو انتخاب کنید یا تعدادی یا همه‌شون رو و اطلاعات کلی براش تعریف کنید با کلیک راست و زدن Extended Tags.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/puddletag-extended-tags.png" alt="Puddletag extended Tags" width="542" height="324" /></p>
<p dir="rtl">مثلا کل ترک‌های یه آلبوم اسم هنرمند و نام آلبوم و کاور یکسانی دارن.  هر ترکی رو که انتخاب می‌کنید اطلاعاتش سمت راست هم لیست میشه و تونید اون‌ها رو تغیر بدید و لازم نیست هربار اون صفحه Extended Tags رو باز کنید. پایین سمت راست هم یه انتخاب‌گر درختی هست که با اون میشه دایرکتوری ها رو راحت‌تر انتخاب کرد و این تو mp3tags هم نیست! برای این‌که دایرکتوری جدیدی رو به لیست اضافه کنید از منو File بزنید Add Folder . در مجموع برنامه‌ی خیلی خوبیه شاید تنها مشکلش QT هست که یکمی کند و بد شکله.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2010/12/edit-music-files-metadata-in-linux/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرمای زمستان در میزکار شما</title>
		<link>http://sasy.ir/2010/11/hope-theme-gives-a-wintery-chill-to-your-desktop/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=hope-theme-gives-a-wintery-chill-to-your-desktop</link>
		<comments>http://sasy.ir/2010/11/hope-theme-gives-a-wintery-chill-to-your-desktop/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 2010 20:15:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[Linux]]></category>
		<category><![CDATA[theme]]></category>
		<category><![CDATA[Ubuntu]]></category>
		<category><![CDATA[پوسته]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/1389/09/</guid>
		<description><![CDATA[Hope اسم پوسته‌ای هست برای میزکار Gnome که با رنگ بندی آبی و سرد پولادین سرما و سوز زمستانی رو به دسکتاپ شما میاره. این پوسته دانلود کنید: http://www.box.net/shared/39e03u4xdc روی دسکتاپ کلیک راست کنید Change Desktop Background و بعد در برگه Theme بزنید Install و فایلی که دانلود کردید رو بش بدید. حالا پوسته یخی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">Hope اسم پوسته‌ای هست برای میزکار Gnome که با رنگ بندی آبی و سرد پولادین سرما و سوز زمستانی رو به دسکتاپ شما میاره.</p>
<p><a href="http://sasy.ir/pics/screenshots/hopegtk_theme.png"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/hope_theme_resize.png" alt="Hope Theme Screenshot" /></a></p>
<p dir="rtl">این پوسته دانلود کنید:</p>
<p><code>http://www.box.net/shared/39e03u4xdc</code></p>
<p dir="rtl">روی دسکتاپ کلیک راست کنید Change Desktop Background و بعد در برگه Theme بزنید Install و فایلی که دانلود کردید رو بش بدید. حالا پوسته یخی شما آماده است!<br />
<a href="http://www.omgubuntu.co.uk/2010/11/hope-gtk-theme-gives-a-wintery-chill-to-your-desktop/">منبع</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2010/11/hope-theme-gives-a-wintery-chill-to-your-desktop/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آموزش نصب لینوکس مینت ۱۰</title>
		<link>http://sasy.ir/2010/11/linuxmint10-introduction/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=linuxmint10-introduction</link>
		<comments>http://sasy.ir/2010/11/linuxmint10-introduction/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Nov 2010 14:13:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[Linux]]></category>
		<category><![CDATA[Linux Mint]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش نصب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/1389/09/</guid>
		<description><![CDATA[قبول داشته باشید یا نه، آینده مال استانداردهای آزاد هست و گنو/لینوکس سیستم عاملی هست که از این استانداردهای آزاد پشتیبانی می‌کنه و برا مبنای اون‌ها نوشته شده. اگر به تازگی بخواید گنو/لینوکس رو امتحان کنید من لینوکس مینت رو توصیه می‌کنم که بر مبنای اوبونتو هست با ظاهر بهتر و یه سری کدک‌های فایل‌های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">قبول داشته باشید یا نه، آینده مال استانداردهای آزاد هست و گنو/لینوکس سیستم عاملی هست که از این استانداردهای آزاد پشتیبانی می‌کنه و برا مبنای اون‌ها نوشته شده. اگر به تازگی بخواید گنو/لینوکس رو امتحان کنید من لینوکس مینت رو توصیه می‌کنم که بر مبنای اوبونتو هست با ظاهر بهتر و یه سری کدک‌های فایل‌های صوتی و تصویری مثل MP3 و H.264 که در CD اوبونتو قرار ندارن. قدم اول برای شروع دانلود اون از سایتش هست یا اگر اینترنت درست و حسابی ندارید می‌تونید از فروشگاه‌های اینترنتی بخریدش.<span id="more-306"></span></p>
<p dir="rtl">لینوکس مینت یه توزیع گنو/لینوکس زنده هست یعنی برای آزمایش و کار با اون نیازی به نصبش ندارید. فقط کافیه کامپیوتر رو با CD اون بوت کنید و بله لینوکس شما آمده‌است.<br />
برای انجام این کار کافیه وارد تنظیمات BIOS بشید و اولویت بوت رو با CD Drive بزارید. برای رفتن به تنظیمات بایوس باید ابتدای راه‌اندازی رایانه دکمه Delete رو بزنید (ممکنه تو سیستم شما این دکمه متفاوت باشه)<br />
خوب وقتی رایانه با مینت اومد بالا یه همچین تصوری رو می‌بینید:</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">مثل یه سیستم عامل کامل می‌تونید ازش استفاده کنید. تو فایل‌ها تون برگردید، اگر اینترنت دارید فایرفاکس رو باز کنید و تو اینترنت بچرخید. با Reset کردن رایانه می‌تونید به سیستم عامل فعلی‌تون برگردید و آب از آب هم تکون نمی‌خوره!<br />
اگر بخواید LinuxMint رو به صورت دائمی داشته باشید می‌تونید با اجرای Install Linux Mint اون رو روی دیسک سخت‌تون نصب کنید. نصب کردنش هم خیلی ساده‌ست. اول زبان خودتون رو انتخاب کنید. (کسی همت نکرده هنوز فارسیش کنه!)</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-1.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">قدم اول آماده کردن دیسک سخت و ساختن فایل‌سیستم‌های مناسب برای اون هست. همون‌جور که برای نصب ویندوز به فایل سیستم NTFS یا FAT نیاز دارید این‌جا هم باید یه مناسبش رو بسازید. ۲ راه برای این کار دارید: یکی این که خود Linux Mint براتون هارد رو به صورت اوتوماتیک آماده کنه و این اصلاً جالب نیست چون تمام اطلاعات فعلی‌تون رو پاک می‌کنه و دومی این که دستی خودمون این کار رو انجام بدیم. پس گزینه Specify Partitions Manually رو انتخاب کنید و بزنید Forward .</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-2.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">این‌جا پارتیشن‌های فعلی‌تون رو میبینید. روی Add برای اضافه کردن یه پارتیشن جدید کلیک کنید.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-3.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">باید دو تا پارتیشن اضافه کنید یکی از نوع Ext4 و دیگری SWAP . حواستون باشه که Ext4 رو با Mount Point / بزارید.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-4.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">ممکنه تمام فضای هاردیسک توسط پارتیشن‌ها اشغال شده باشه در این صورت بایدا از حجم یک یا چند تا پارتیشن‌های فعلی کم کنید و از فضای آزاد شده پارتیشن‌های جدید رو بسازید. ما فضای آزاد می‌خوایم نه فضای آزاد یک پارتیشن ویندوزی. کافیه پارتیشن رو انتخاب کنید و بزنید Change .</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-15.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">New Partition Size یا سایز جدید رو پارتیشن رو مقداری بدید که از فضایی که آزد میشه بشه یا پارتیشن با فضای کافی در‌آورد. حدااقل یه ۴ گیگابایتی جدا کنید. Use As رو هم تغییر ندید تا پارتیشن رو فرمت نکنه.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-16.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">خوب الان فضای آزاد داریم و میشه پارتیشن‌های SWAP و Ext4 رو ازش ساخت.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-17.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">بقیه نصب بسیار سر راسته و باید اسم خودتون و رایانه‌تون رو وارد کنید و همین‌جور زمان محلی که توش زندگی می‌کنید.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-5.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">آخر هم یه یه سری اسلاید شو بامزه داره که باید ببینید تا نصب تموم بشه. در نهایت این پیغام میاد که دوست دارید یه ادامه کار با سیستم‌عامل زنده ادامه بدید یا سیستم رو Reset کنید و از هارد بیاید بالا.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-9.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
<p dir="rtl">خوب CD رو خارج کنید و سیستم رو Reset کنید و بعد اولویت بوت رو برگردونید روی دیسک سخت. این‌هم دیسترو شما آماده به کار!</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/Linux%20Mint%20screenshot/Screenshot-Mint10-10.png" alt="Linux Mint 10 installer" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2010/11/linuxmint10-introduction/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نصب درایور کارت گرافیک تو اوبونتو ۱۰.۱۰</title>
		<link>http://sasy.ir/2010/10/installing-nvidia-ati-driver-on-ubuntu1010/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=installing-nvidia-ati-driver-on-ubuntu1010</link>
		<comments>http://sasy.ir/2010/10/installing-nvidia-ati-driver-on-ubuntu1010/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 05 Oct 2010 03:38:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[Linux]]></category>
		<category><![CDATA[ubuntu 10.10]]></category>
		<category><![CDATA[اوبونتو]]></category>
		<category><![CDATA[اوبونتو ۱۰/۱۰]]></category>
		<category><![CDATA[درایور]]></category>
		<category><![CDATA[کارت گرافیک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/1389/07/</guid>
		<description><![CDATA[چند روز بیشتر به انتشار اوبونتو ۱۰.۱۰ ، خدایگان دیستروهای لینوکس نمونده. دنیای لینوکس از نظر درایور کارت گرافیک نسبت به ۶ ماه گذشته پیشرفت چشمگیری هم تو ضمینه درایورها آزاد و هم درایور کد بسته داشته. مثلا تا همین چند وقت AMD اصلا درایوری درست و درمونی برای چیپ‌هاش نمیزد ولی الان جدیدترین محصولاتش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">چند روز بیشتر به انتشار اوبونتو ۱۰.۱۰ ، خدایگان دیستروهای لینوکس نمونده. دنیای لینوکس از نظر درایور کارت گرافیک نسبت به ۶ ماه گذشته پیشرفت چشمگیری هم تو ضمینه درایورها آزاد و هم درایور کد بسته داشته. مثلا تا همین چند وقت AMD اصلا درایوری درست و درمونی برای چیپ‌هاش نمیزد ولی الان جدیدترین محصولاتش یک هفته نشده توسط داریور لینوکس پیشتیبانی میشن. دیسترویی مثل اوبونتو به طور پیش‌فرض دارای درایورهای آزاد و اوپن سورس هست که میشه گفت فقط به درد فعالیت های دوبعدی مثلا بالا پایین کردن صفحات وب و اجرای ویدئو می‌خورن. اگر می‌خواین Compiz و افکت‌هاش رو فعال کنید (که این ۳ بعدی حساب میشه!) یا یه بازی درست حسابی بازی‌کنید تو لینوکس باید دست به دامن این درایورهای کد بسته بشید. تو این پست سعی دارم نصب جدیدترین درایورهای Nvidia و ATI رو، تو اوبونتو ۱۰.۱۰ توضیح بدم.</p>
<p dir="rtl">نصب درایور Nvidia؛ روش اول:<br />
چندتا راه داره نصب درایور Nvidia و بهترینش استفاده از Installerیی هست که nvidia.com ارائه میده. الان که این پست رو می‌نویسم جدیدترین درایور پایدار 256.53 هست که انگار اصلا کارکرد خوبی نداره. توصیه می‌کنم جدیدترین درایور رو از <a href="ftp://download.nvidia.com/XFree86/Linux-x86/260.19.06/NVIDIA-Linux-x86-260.19.06.run">این‌جا</a> اگر سیستم عامل‌تون ۳۲ بیت و اگر ۶۴ بیت هست <a href="ftp://download.nvidia.com/XFree86/Linux-x86_64/260.19.06/NVIDIA-Linux-x86_64-260.19.06.run">این‌جا</a> دانلود کنید. شاید موقعی که این پست رو می‌خونید اصلا این درایورهم پایدار شده باشه. کلا نسخه 260.19.06 به بالا رو نصب کنید.<br />
خوب حالا این فایلی که دانلود کردید رو کپی کنید رو Desktop . این یه installer هست که با bash نوشته شده و اگر الان اجراش کنید چیزی نصب نمی‌کنه چون X Server و محیط گرافیکی در حال اجراست. پس میریم به یه ترمینال با ctrl + alt + f1 و با دستور</p>
<p><code>sudo stop gdm</code></p>
<p dir="rtl">محیط گرافیکی gnome رو می‌بیندیم. حالا کافیه این installer رو اجرا کنیم؛ (لازم نیست بگم که اون * یعنی ادامه‌ی اسم فایل!) (برای دیدن سایز بزرگ‌تر رو عکس‌ها کلیک کنید)</p>
<p><code>cd Desktop<br />
sudo sh NVIDIA-Linux*</code></p>
<p><a href="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-0.png"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-0-small.png" alt="Nvidia Installer" /></a></p>
<p dir="rtl">این‌جا یه اخطار میده که زیاد مهم نیست Yes بزنید بره جلو.</p>
<p><a href="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-1.png"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-1-small.png" alt="Nvidia Installer" /></a></p>
<p dir="rtl">تو این مرحله installer پیغام میده که درایور Nouveau در حال اجراست. تو نسخه‌های قبلی غیرفعال کردن این Nouveau  کلی دردسر داشت ولی الان installer خودش مسئله رو میفهمه و براتون غیرفعالش می‌کنه.</p>
<p><a href="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-2.png"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-2-small.png" alt="Nvidia Installer" /></a></p>
<p dir="rtl">فقط کافیه بزنید yes تا درایور Nouveau بره تو لیست‌سیاه و بار بعدی دیگه اجرا نشه.</p>
<p><a href="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-3.png"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-3-small.png" alt="Nvidia Installer" /></a></p>
<p dir="rtl">خوب حالا سیستم به Reboot کنید و بیاد تو اوبونتو و مراحل قبل رو برید و installer رو اجرا کنید. این‌دفعه دیگه درایور با موفقیت نصب میشه. مرحله آخر ازتون میپرسه که آیا می‌خواید خودش xorg رو هم تنظیم کنه که حتما بزنید yes چون شما باید به اوبونتو بگید که از این درایور استفاده کنه و نصب بودن تنهاش کافی نیست.</p>
<p><a href="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-6.png"><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/screenshots/Nvidia-install-6-small.png" alt="Nvidia Installer" /></a></p>
<p dir="rtl">روش دوم؛ استفاده از مخازن اضافی:<br />
یه عده اراذل اومدن از درایور Nvidia فایل deb ساختن و خیلی راحت نصب میشن تو اوبونتو. کافبه با دستور</p>
<p><code>add-apt-repository ppa:ubuntu-x-swat/x-updates</code></p>
<p dir="rtl">مخزنی که این فایل رو داره اضافه کنید به اوبونتو و بعد با دستور</p>
<p><code>sudo apt-get update</code></p>
<p dir="rtl">لیست مخازن رو به روز کنید. بعد هم دستور</p>
<p><code>sudo apt-get install nvidia-graphics-driver</code></p>
<p dir="rtl">دایور رو نصب می‌کنه. البته من این رو تست نکردم ولی میگن جواب داده.</p>
<p dir="rtl">نصب درایور ATI<br />
تا لحظه نوشتن این پست آخرین نسخه درایور ATI کاتالیست 10.9 هست که رو اوبونتو ۱۰.۱۰ نصب نمیشه. شاید زمانی که این پست رو می‌خونید کاتالیست 10.10 و بالاترش اومده باشه ولی الان تنها راه، نصبش از تو مخازن هست که یه جورای کاتالیست ۱۰.۱۰ آلفا حساب میشه!</p>
<p><code>sudo apt-get install fglrx</code></p>
<p dir="rtl">حالا هم کانفیک کردن X Server</p>
<p><code>sudo aticonfig -f --initial</code></p>
<p dir="rtl">اگر هم درایوری غیری از AMD و Nvidia دارید مثل intel که معمولا خیلی خوب توسط درایورهای آزاد پشتیبانی میشن و مشکلی نخواهید داشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2010/10/installing-nvidia-ati-driver-on-ubuntu1010/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کدک‌ها و پلیرها در لینوکس</title>
		<link>http://sasy.ir/2010/07/linux-codecs-and-players/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=linux-codecs-and-players</link>
		<comments>http://sasy.ir/2010/07/linux-codecs-and-players/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 11:54:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[Codec]]></category>
		<category><![CDATA[GStreamer]]></category>
		<category><![CDATA[Linux]]></category>
		<category><![CDATA[Mplayer]]></category>
		<category><![CDATA[Player]]></category>
		<category><![CDATA[Xine]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=268</guid>
		<description><![CDATA[اصولا ویدئوها (منظورم دنباله‌ای از تصاویر است و کاری به صدا ندارم) توسط دوربین در حالت آنالوگ ذخیره میشن (این که چه جوری این‌کار رو انجام میدن برمیگرده به ساخت اولین دوربین‌ها که قدمت ۳۰۰ ، ۴۰۰ ساله داره!) بعد دوربین اون رو با یه مبدل آنالوگ به دیجیتال تبدیل می‌کنه به داده‌های صفر و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">اصولا ویدئوها (منظورم دنباله‌ای از تصاویر است و کاری به صدا ندارم) توسط دوربین در حالت آنالوگ ذخیره میشن (این که چه جوری این‌کار رو انجام میدن برمیگرده به ساخت اولین دوربین‌ها که قدمت ۳۰۰ ، ۴۰۰ ساله داره!) بعد دوربین اون رو با یه مبدل آنالوگ به دیجیتال تبدیل می‌کنه به داده‌های صفر و یک که به درد دنیای دیجیتالی کامپیوترها می‌خوره. این‌که این ویدئو خام رو برای استفاده روزمره به کار ببریم اصلا ایده خوبی نیست چون باید برای هر پیکسل از فریم تصویر (که خودش شامل Contrast و رنگ هست و این رنگ هم خودش از ترکیب رنگ‌های پایه به وجود میاد و تازه هر ثانیه از فیلم ممکنه تا ۶۰ فریم داشته باشه!) باید داده‌ای در نظر گرفت در نتیجه حجم فوق‌العاده بالایی داره (مثلا ۳۰۰ گیگابایت برای ۱ ساعت فیلم) و به‌درد ذخیره روی دیسک و فرستادن روی اینترنت نمی‌خوره. این‌جا بود که روش‌های مختلفی برای فشرده‌سازی ویدئو به وجود آمد که هرکدوم از تکنیک‌های مختلف ریاضی و مهندسی استفاده می‌کنن و اهداف مختلفی هم دارند. مثلا با جدا کردن رنگ‌ها و فشرده سازیشون و یا حذف قسمتی از تصویر که تو فریم‌های مختلف ثابت است. به هرحال این متدها باید بتونن تعادل مناسبی رو بین حجم و کیفت و پیچیدگی روش برقرار کنن.<br />
چون این روش‌ها متفاوت هستند پس می‌تونن ویدئوها با فورمت‌های متفاوتی ایجاد کنن که این خودش باعث عدم هماهنگی اون‌ها میشه. یه سری فرمت که اطلاعات در موردشون آزاد بود یا از نظر فشرده‌گی بهینه بودند کم کم تبدیل به استاندارد شدن. مثل MPEG-4 Part2 یا H264 . ما برای اجرا (Decode) یا ساختن این فرمت‌ها (Encode) به کدک نیاز داریم.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/up-screenshot3.png" alt="Up Screenshot" /></p>
<p dir="rtl">کدک: کدک یه سخت‌افزار یا برنامه است که برای کدگذاری و/یا کدگشایی یک جریان اطلاعاتی ویدئویی به کار میره. از این تعریف مشخص هست که کاراهایی که یک کدک انجام میده زیاد هستند مثل کدکردن یه جریان اطلاعاتی برای ارسال اون یا ذخیره کردنش روی دیسک یا کدگشایی اون برای پخش و یا تغییر اون.</p>
<p dir="rtl">کدک‌ها فرمت ویدئویی نیستند<br />
نکته مهم این‌جاست که کدک‌ها رو نباید باید فرمت‌های ویدئویی اشتباه گرفت. فرمتی مثل MPEG-4 یه سری اطلاعات هست که مشخصاتش رو توضیح داده یا یه فایل ویدئویی که بر اساس اون ساخته شده. کدک برنامه‌ای هست که اون فایل رو می‌خونه یا ایجاد می‌کنه. کدک‌هایی که بر اساس یه فرمت نوشته میشن با هم سازگارن. مثلا ویدئویی که با کدک Xvid نوشته میشه به راحتی توسط کدک DivX Pro خونده میشه چون دوتاشون بر اساس MPEG-4 Part 2 هستند. ولی ممکن هست تصویر خام یکسانی که با این دو کدک Encode میشه کاملا متفاوت باشه از نظر کیفیت!</p>
<p dir="rtl">کدک‌ها رو میشه به دو دسته کلی تقسیم کرد:</p>
<p>Lossy</p>
<p dir="rtl">این کدک‌ها بر اساس فرمتی هستند که مقداری از داده اولیه رو حذف می‌کنن برای کمتر کردن حجم فایل ولی جوری که این افت کیفیت به چشم نیاد. کمتر کردن حجم فایل مزایای زیادی داره مثلا میشه صوت و تصویر بیشتری رو روی دیسک ذخیره کرد و این‌جوری هزینه‌ها رو کاهش داد. فرمت‌های مطرحی مثل MPEG-1/2 Audio Layer 3 (همون MP3) و H.264 از نوع Lossy هستند.</p>
<p>Lossless</p>
<p dir="rtl">این فورمت‌ها سعی می‌کنن تمام اطلاعات موجود در جریان داده اصلی رو در قالبی فشرده ذخیره کنن که هیچ جزئیاتی از دست نره. خوب معمولا از این فرمت‌ها برای نگهداری آرشیو استفاده میشه یا کلا کسی که بخواد یه صوت یا ویدئو رو با بهترین کیفیت داشته باشه. مثالی که الان به ذهنم میرسه ازش فرمت آزاد Flac هست.</p>
<p dir="rtl">فرمت حامل یا Container format : فرمتی هست که شامل ویدئو و صوت و metadata های مختلفی از جمله اطلاعات Sync صدا و تصویر هست. از Container format مطرح می‌توان به AVI و Matroska اشاره کنم که حتما فایل‌هاشو با پسوند MKV دیدید.</p>
<p dir="rtl">کدک‌ها و پلیرها در لینوکس<br />
توی لینوکس به مقدار بسیار زیادی برنامه و فریم‌ورک و کدک برای پخش فایل‌های صوتی و تصویری وجود داره که من سعی می‌کنم مهمترین‌شون معرفی کنم.</p>
<p><img class="aligncenter" src="http://sasy.ir/pics/gstreamer-logo.png" alt="GStreamer Logo" /></p>
<p>GStreamer</p>
<p dir="rtl">GStreamer یک فریم ورک چند رسانه‌ای هست که به زبان C نوشته شده. فکر کن می خوای یه برنامه پخش موسیقی بنویسی. در اون صورت باید Decoderهای مناسب را بشناسی و فایل رو به اون بدی بعد هم کار با ALSA رو بلد باشی تا صدا به اسپیکر بره. ولی اگر تو برنامه از GStreamer استفاده کنی تمام این مراحل جهنمی رو GStreamer انجام میده و شما می‌تونید رو قسمت‌های دیگه برنامه تمرکز کنی. این فریم ورک خودش کدکی نداره و کدک‌هاش از طریق پلاگین‌ها روش نصب میشن. ۳ پلاگین Good و Bad و Ugly هر کدوم شامل کدک‌های خاصی هستند. GStreamer به طور عمده تو میزکار Gnome استفاده میشه و برنامه‌های معروفی مثل Totem ، Rhythmbox و Songbird ازش استفاده می‌کنند.</p>
<p>MPlayer</p>
<p dir="rtl">به نظر من که Mplayer معروف‌ترین و بهترین پلیر لینوکس هست. این برنامه که به OSهای زیاد دیگه‌ای هم از جمله M$ Windows و Mac پورت شده، فرمت‌های زیادی رو به بهترین نحو ممکن باز می‌کنه. این برنامه رابط گرافیکی (GUI) نداره و از طریق کامند لاین باید باش کار کرد. البته GUI های زیادی براش نوشتن مثل SMplayer ولی هیچ کدوم کار کردن مستقیم با خودش اونم با کامند لاین نمیشه! <img src='http://sasy.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
<p>xine</p>
<p dir="rtl">کسین هم یکی دیگه دیگه پلیرهای جالب تو لینوکس هست که استارت‌ش سال ۲۰۰۰ خورده. این یکی هم GUI نداره مثل MPlayer و Frontend های مختلفی براش نوشتن. یه ویژگی جالب این برنامه که همیشه ازش یاد میشه اصلاح هماهنگی صدا و تصویر تو ویدئو هست. استفاده عمده Xine توی KDE هست. (KDE از Phonon استفاده می‌کنه و Phonon هم از Xine )</p>
<p dir="rtl">کدوم از همه بهتره؟<br />
این رو به یادت داشته باش که تو برنامه‌های آزاد اضافه کاری اشتباه است و میشه برای انجام کاری از قسمتی از برنامه‌ای که موجود هست استفاده کنیم. پلیرهایی که نام بردم اکثرا از اجزای مشترک استفاده می‌کنن. مثلا Xine و Mplayer از libavcodec استفاده می کنن که یه کتاب‌خانه برای Encode و Decode کرد اکثر فرمت‌هاست و از پروژه FFMPEG اومده. جالب هست که بدونید کدک‌های فوق‌العاده عالی fddshow هم از این کتاب‌خانه استفاده می‌کنن (اگر K-lite Codec Pack رو نصب کرده باشید دیدی‌شون). فرق عمده این‌ها در خورده کاری‌هاست مثل پخش زیرنویس و مدریت پلی لیست و &#8230; (البته زیاد هم خورده کاری نیست!) موضوع دیگه که پخش فایل‌های ویدئویی با روزلوشون بالا هست که برای کارایی بهتر باید برن رو GPU (پردازنده گرافیکی) Decode یا Encode بشن. برنامه‌ها باید بتونن از API های درایورهای موجود برای این امر استفاده کنن. وارد جزئیات نمی‌خوام بشم ولی Mplayer و نسخه‌ آخرین نسخه VLC تو این ضمینه عالی هستند. به هر حال باید باشون کار کنید تا ببنید با کدومشون بیشتر حال می‌کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2010/07/linux-codecs-and-players/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازگردانی جای سیستم اعلان کارمیک به جانیتی</title>
		<link>http://sasy.ir/2009/11/restore-notifications-position-in-ubuntu-9-10-the-same-as-ubuntu-9-04/?utm_source=rss&#038;utm_medium=rss&#038;utm_campaign=restore-notifications-position-in-ubuntu-9-10-the-same-as-ubuntu-9-04</link>
		<comments>http://sasy.ir/2009/11/restore-notifications-position-in-ubuntu-9-10-the-same-as-ubuntu-9-04/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Nov 2009 20:45:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساسان</dc:creator>
				<category><![CDATA[لینوکس]]></category>
		<category><![CDATA[متن باز]]></category>
		<category><![CDATA[Linux]]></category>
		<category><![CDATA[ubuntu 9.10]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sasy.ir/?p=251</guid>
		<description><![CDATA[﻿یکی از موارد آزار دهنده در نسخه جدید اوبونتو جای سیستم اعلان هست که خیلی فاصله با پنل بالایی داره و یه جورایی اصلا خوش ترکیب نیست. برای این‌که مکان اون رو به جای قبلیش در اوبونتو ۹.۰۴ ببرید کافیه فقط یه پکیج نصب کنید. نسخه ۳۲ بیتی نسخه ۶۴ بیتی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">﻿یکی از موارد آزار دهنده در نسخه جدید اوبونتو جای سیستم اعلان هست که خیلی فاصله با پنل بالایی داره و یه جورایی اصلا خوش ترکیب نیست. برای این‌که مکان اون رو به جای قبلیش در اوبونتو ۹.۰۴ ببرید کافیه فقط یه پکیج نصب کنید. <img src='http://sasy.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
<p dir="rtl"><a href="https://edge.launchpad.net/~gilir/+archive/updates/+files/notify-osd_0.9.24-0ubuntu2~gilir1_i386.deb" target="_blank">نسخه ۳۲ بیتی</a><br />
<a href="https://launchpad.net/~gilir/+archive/updates/+files/notify-osd_0.9.24-0ubuntu2~gilir1_amd64.deb" target="_blank">نسخه ۶۴ بیتی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sasy.ir/2009/11/restore-notifications-position-in-ubuntu-9-10-the-same-as-ubuntu-9-04/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

