داعی نژاد و بی ام دابلیو

یکی نیست به این آزدیان ناظممون بگه بابا مجبوری اومدی ناظم نشدی؟ خیلی حس مدریت و برنامه ریزی بت دست داده؟ نمیدونم این چه جوری برنامه های درسی رو ریخته که ما اصلا یه روز تعطیل هم نداریم! به خدا می خواد فوق العاده هم برامون بزاره! اول میگفت که فیزیک تون عقبه! به خدا داعی نژاد [دبیر فیزیک] داره کتاب رو تموم میکنه! دقیقا ۴ فصل رو بمون درس داده!! لامثب هم همه چیزو داره بمون حفظی میگه، فیزکمون داره نابود میشه به کل! جالب اینجاست که ۷-۸ سالی داره پزشکی میگیره، ولی من مطمعنم دیگه نمیره دنبال پزشکی؛ درآمد معلمی خیلی بیشتره؛ فقط ۷۵% فرزانگانی ها میرن آموزشگاهش … یه BMW هم خریده …! خودتون دیگه آخر عاقبت ما رو حدس بزنید …

This entry was posted in طنز, مدرسه. Bookmark the permalink. Post a comment or leave a trackback: Trackback URL.

5 Comments

  1. Posted آبان ۱۳, ۱۳۸۶ at ۶:۰۰ ب.ظ | Permalink

    سلام

    است( Physics Killing )پس کلاسش حسابی فیزیک کشی

    دقیقا عین معلم ما

    ممنون که سر زدی

  2. Posted آبان ۱۵, ۱۳۸۶ at ۴:۴۳ ب.ظ | Permalink

    سلام چطوری؟
    من آپم
    >
    بیا بخون
    حال کردی نظر هم بده

  3. Posted آبان ۱۷, ۱۳۸۶ at ۹:۲۲ ب.ظ | Permalink

    ببخشید من زیاد طز می دم ها!!!ولی حرص می خورم می بینم مدرسمون به همین راحتی داره نابود می شه!خداییش اون سالی که ما تازه اومده بودیم دبیرستان تیزهوشان وافعا کادر مدرسه عالی بود.ولی حیف که اون افتخار … انگار کاری جز خراب کردن بلد نبود…خوب بگذریم.البته این بحران فیزیک هم خیلی به مدرسه ربط نداره و از وقتی که نیامد پور و یوسفی رفتن کل اهواز با بحران فیزیک مواجهه.پیشنهاد می کنم بی خیال استاد شید و از روی اندیشه سازان پیش برید…که واقعا از ۱۰ تا استاد زپرتی(نمونش همینایی که می گی) بهتر و مفهومی تر درس داده.
    حالا شاید بگی این مگه خودش رتبش چند شده که داره اینجور طز می ده؟؟؟
    ولی باور کن آدم از سد کنکور که گذشت و از دور یه نگاهی بش انداخت خیلی واقعیتا براش روشن می شه و خیلی چیزا که قبل کنکور نمی فهمید پی می ره.حالا ان شاا… خودت میای می فهمی چی می گم.در ضمن خیلی از این حرفایی که من می زنم از تجربیات دوست عزیزم سیناست.که واقعا به نظرم توی تاریخ مدرسه تک بود.الانم داره مکانیک امیر کبیر می خونه با رتبه ۷۸٫

  4. هانا
    Posted آبان ۱۸, ۱۳۸۸ at ۷:۳۵ ب.ظ | Permalink

    خیلی باحال بود.دستت درد نکنه. روزمون رو شاد کردی…

  5. ترانه
    Posted اسفند ۲۲, ۱۳۸۸ at ۲:۲۹ ق.ظ | Permalink

    بابا فرزام دبیرت نشده که از داعی بد میگی

    به عبارت دیگه خوشی زده زیر دلت

Post a Comment

Your email is never published nor shared. Required fields are marked *

*
*

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>